"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"پری.ص"

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)
و الان بیست و چهار :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

نويسندگان

۹ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

تا حالا شده دلتون بخواد یکی حالتونو بپرسه ؟؟

من الان دلم میخاست یه نفر باشه حالمو بپرسه ، یهو،  بی هوا ، به دور از تعارف های مرسوم :)

فردا: پدیده های بیوالکتریک

پس فردا: روخوانی قرآن+شبکه های کامپیوتری+سیستم کنترل خطی 

پس اون فردا: الکترونیک3

۱۴ نظر موافقين ۶ مخالفين ۰ ۲۴ دی ۹۵ ، ۱۷:۱۲

۱۲ نظر موافقين ۵ مخالفين ۰ ۲۱ دی ۹۵ ، ۱۶:۴۱

خانم دکتر لطفا آمپول و سرم بدین بزنن بهم خوب شم .......

۱۶ نظر موافقين ۸ مخالفين ۰ ۱۴ دی ۹۵ ، ۱۹:۳۰

1. قسمت کامنت گذاری مغزم دچار مشکل شده .

2. اوصولا آدم استرسی نبودم , جدیدن دلشوره دارم .

3. خیلی حرفا دارم ولی دستم به نوشتن و پست گذاشتن نمیره .

4. ترجیح میدم بشنوم , بخونم , ببینم , احساس میکنم به آرامش درونی نیاز دارم .

"ای عاشقان ، ای عاشقان ، من از کجا ، عشق از کجا

ای بیدلان ، ای بیدلان ، من از کجا ، عشق از کجا

گشتم خریدار غمت ، حیران به بازار غمت

جان داده در کار غمت ، من از کجا ، عشق از کجا

ای مطربان ، ای مطربان ، بر دف زنید احوال من

من بیدلم ، من بیدلم ، من از کجا ، عشق از کجا"

۵ نظر موافقين ۴ مخالفين ۰ ۱۳ دی ۹۵ ، ۱۶:۱۴

خیلی وقته که فیلمی را دنبال نمیکنم ، ولی سه چهار باری که اتفاقی "معمای شاه" رو دیدم ، به این نتیجه رسیدم کل فیلم یه طرف "امیرمسعود" یه طرف . چند صحنه از بازیشون رو دیدم ، خیلی دوست داشتم ... 

۶ نظر موافقين ۸ مخالفين ۰ ۱۲ دی ۹۵ ، ۲۲:۵۰

فردا آخرین کلاس کارشناسیم رو میرم ... یعنی با استاد برغندان (به قول بچه ها داداشم )

اولین کلاسی که رفتم، دوشنبه تایم 13:30 تا 15 بود . "آناتومی"

آخرین کلاسی که قراره برم،  "سیستم کنترل خطی" تایم: 8:30 تا 12.

۱۶ نظر موافقين ۷ مخالفين ۰ ۰۶ دی ۹۵ ، ۲۲:۱۶

امروز رفته بودم بیمارستان برای کارآموزی ....

طبق معمول آقای سرپرست کارآموز سوال پیچم کردن و توضیح دانسته های قبلی ازم خواستن ، با دیدن تسلطم مشعوف شدند .. ایشون از جمله کسایی ان که ناخودآگاه با دیدنشون خندم میگیره و همچنین ناخودآگاه زیاد خوشم نمیاد ازشون، بااینکه برخورد بدی ندیدم .

چهار عدد "ساکشن" (از ابزارهای پزشکی که برای جلوگیری از تجمع خون ، خلط و دیگر مایعات کاربرد دارد.) خراب تحویلم دادن و خواستن از ترکیب اینها یک ساکشن سالم تحویل بدم . دستکش دستم کردم ، در گام اول همشون رو بررسی کردم ، متوجه شدم دوتاشون رو با تعمیم دادن ابزار های دوتا دیگه میشه درست کرد. دست به آچار شدم :)

اونی که موتورش کلا خراب بود و برق رسانیش مشکل داشت ، با اونی که نشتی داشت و هم فیلتر و هم مسیر فیلترش مشکل داشت بیخیال شدم و دوتای دیگر را با استفاده از برخی موارد ساکشن های خراب و روغن کاری و تعمیر گیج درست کردم. ... خسته نباشی دلاور :))

پیچ هاشون سفت بودن ،آخرا کمرم درد گرفت آقای مهندس را برای کمک صدا زدم و میگم: تو اسلام خواهر یک دوم برادر سهم میبره ، من دوبرابر نخواستم این دوتا پیچ خیلی سفت ان برام بازش کنید. میخنده و میگه: قدیما اونطوری بود . -------》 تو کل کار دوتا پبچ برام باز کردن و یک بسته پنبه آوردن و دستکش دادن دستم کنم :))

روشون کلیک کنید تصویر رو درست نشون میده ...

و الان این چای میچسبه ...

۹ نظر موافقين ۸ مخالفين ۰ ۰۵ دی ۹۵ ، ۱۵:۰۵

چند وقت پیش یکی از کتاب های قانون بابا را میخواندم نوشته بود:

"اگر شخصی قبل از پدر یا مادرش بمیرد , خود به خود "ارث" پدری یا مادری به او تعلق نمیگیرد." و این قانون با داشتن همسر و فرزند فرد فوت شده , باز هم تغییری نمیکند.

طبیعی است کسی که فوت شده نیازی به ثروت دنیوی ندارد , ولی بنظرم اگر خانواده و فرزندی در کار باشد , اصلا حق و انصاف نیست ...

۱۵ نظر موافقين ۵ مخالفين ۰ ۰۲ دی ۹۵ ، ۱۹:۵۵



۸ نظر موافقين ۴ مخالفين ۰ ۰۱ دی ۹۵ ، ۱۸:۰۸