"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

نويسندگان

از نگاه سوم شخص

سه شنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۶، ۰۸:۰۲ ب.ظ

با هم حرف میزدن:

_ سوال پرسید

+ جواب داد: آره عزیزم

_ مرسی

+ اسمشو صدا زد

_ بله؟؟

+ جواب "عزیزم" شده "مرسی" و "بله" جایگزین "جانم" :|||

_ خب؟؟

+ هیچی

هر دو به یک اندازه غم تو چشماشون بود، میشد بجای خاتمه دادن با "هیچی" با یه جمله دیگر ادامه داد تا مبهم پایان نیابه :)

یا حتی میشد "مرسی" رو نگفت زودتر خاموش شد.

حتی میشد "خب" رو نگفت.


موافقين ۷ مخالفين ۰ ۹۶/۰۱/۲۹

نظرات  (۱۷)

من نفهمیدم چی شد
کی کی رو زده؟:دی.
پاسخ:
مش قربون زد پدر حسنعلی رو کشت بعد چراغعلی هم دیده بوده میخواسته لو بده میدوعه که بره 110 خبر بده سگ ننه بلقیس گازش میگیره، عمو صفر میبردش پیش طبیب پاشا :)

:|
پاسخ:
همانا پوکرها از ما نیستن :))
۲۹ فروردين ۹۶ ، ۲۰:۱۲ ما جــــــــღــــــدہツ
هعیییی:/
چه خر تو خری داره میشه :دی
پاسخ:
باز خر خاله صنوبر با خر اردشیر دعواشون شده :|

چه بد /:
پاسخ:
اوهوم بد :|
حتی
پاسخ:
و حتی ......
هیچی...! 
هی بابا! 
پاسخ:
یکی نیست بگه خب چرا هیچی:| 
و هی بابا ای دیگر همراه با آه. .
]:بیشوعور نباشیم جواب عزیزم بله نیست
پاسخ:
بیشعور؟؟ یعنی تا این حد بده :||
تا اونجایی که فهمیدم، همون جریان "یه پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایانه".
به نظرم تو همون مرسی اول باید تموم میشد. الکی کش میدن
پاسخ:
یا اینطوری میشد یا تا جایی کش پیدا میکرد که یه نتیجه حاصل میشد ...
۳۰ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۲۴ 🍁 غزاله زند
:( 
پاسخ:
نبینم ناراحت باشی :)
مبهمی رو دوست ندارم....حس خوبی نداره....
پاسخ:
مبهم؟؟
هر چی که بود برا منم اندازه تو بود، چه مبهم بودنش چه واضح بودنش...
ولی من بعضی مبهم ها رو دوست دارم :)
چقدر این کلمات برای من مهمه
واقعا مهمه و وقتی می شنوم حساسم کفری میشم. چون حساس نیستم. ببین حتی بین جون و جان هم تفاوت حسی وجود داره. وکسی ک نمیفهمه و درک نمیکنه نباید به کسی ک میفهمه و حس میکنه بگ حساس
پاسخ:
الان یعنی برات مهمه و در نگاه دیگران حساس هستی در حالی که حساسیت نیست مهم بودنه آره؟؟
آره موافقم....
برا این پست واقعا واقعا همچین کامنتی لازم بود :)
۳۰ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۳۵ یــاسـᓄـךּ ●‿●
o_0
پاسخ:
:)
نه بی حواسی اولی و نه به حساسیت دومی...
هردوش سمه برای یک رابطه.
پاسخ:
سلااااام خوبین؟؟
اوهووووم...
آره سم.
خوشحال میشم  وبمو دنبال کنی 
دنبالی
پاسخ:
سلام...
:)
خوشحال میشم  وبمو دنبال کنی 
دنبالی
پاسخ:
:))
بهتره بگم سردرگمی رو دوست ندارم
مبهمی گاهی اوقات شیرینه :)
ولی انقدر تو زندگیم سردرگم بودم که ازش بیزار شدم...
پاسخ:
آره سردرگمی... درک میکنم.
الهی، ایشالا حال و آینده ات بهترین باشه عزیزم :)
دنبالتون کردم خشحال میشم دنبال کنین 
پاسخ:
برا بار سوم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی