"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

نويسندگان

23 سالگی لعنتی

چهارشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۲۵ ب.ظ

وقتی بابات میگه: آماده شو بریم دور بزنیم و مامانت آروم میگه: به حرفای بابات گوش بده ولی با عقل خودت بسنج، یعنی یعنی یعنی ازت توقع بزرگتر شدن دارن، یعنی ناخواسته قراره تمرکز ات تقسیم شه، یعنی آروم آروم مهم ها به رخ کشیده میشه، یعنی ...

با وجود همه این دغدغه ها میشود صبح با صدای رعد و برق بیدار شد، میتوان زیر بارون بهاری قدم زد، میشود عطر خاک باغچه رو به ریه ها فرستاد، هزار باره وویس های یک دیوانه رو پلی کرد و بلند بلند خندید، موهای حنا شده و شانه کرده رو به دست باد سپرد، ذهن رو از همه چیز خالی کرد و چند دقیقه ای خود رو در خلا دانست، خلا و آرامشی مثل حرکت در بطن و وجود مادر، میتوان رویا بافت، برای ساختن رویاها فکر کرد، تلاش کرد، میتوان دعا کرد از اعماق وجود، میتوان خواست، میشود خواست و سپرد به دست تقدیر و میشود تمام سختی ها، دلتنگی ها، خواستن ها و نگفتن ها، آرزوها، هدفها همه و همه رو در نظر گرفت و امیدوار بود.

موافقين ۷ مخالفين ۰ ۹۶/۰۳/۰۳

نظرات  (۹)

اون بخش دوم نوشته ات چقدر دلنشین بود.
امید بهترین معجزه خداست که زندگی رو ممکن میکنه:)
دلم نم نم بارون و بوی خاک نم خورده خواست:))
یاعلی
پاسخ:
:) چقد عالی 
آره واقعا امید بهترین معجزه خداست :)
ای جان دلم :))
یاعلی مدد
:)
پاسخ:
:)
۰۳ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۵۰ ماهی کوچولو
خط اول یعنی خانم شدی بزرگ شدی :)) 
پاسخ:
:)
آره یه همچین چیزی که پذیرفتنش یکم سخته :)
امیدوار بودن خیلی خوبه و معنیش اینه هنوز زنده ایم :)
پاسخ:
خیلی خیلی، اگه امید هم نباشه مفهوم زندگی درک نمیشه :)
احساس کردم پدر بزرگوار می خوان از آمدن خواستگار صحبت کنن : ))))
پاسخ:
:))
کلا از اینکه بپذیرم دیگه بزرگ شدم :))
چقدر دلنشین نوشتی عزیزدلم...
عطر خاک باغچه...اومممم
امید خیلی قشنگه...رنگی رنگیه... زندگی رو رنگی رنگی می کنه :)
پاسخ:
قربونت، خوشحالم خوشت اومده..
:)
خیلی رنگی رنگی، رنگ های یاسی اش هم زیاده :)
۰۴ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۳۱ 🍁 غزاله زند
برای من به شخصه بزرگ شدن خیلی سخته.خیلیییی 😐
پاسخ:
:)
هیییم...
نمیدونم، بزرگ شدن بد نیست هی میخاییم به تعویق اش بندازیم یا دوس داریم با روش و اولویت های خودمون بزرگ شیم..
۰۴ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۰۴ محمود بنائی
چراااا؟(عنوان) 
همیشه به زندگی امیدوار باشید، شده خودم یک وقتهایی الکی امید نداشتم ولی جا نزدم و آخرش دیدم چه الکی امیدم کم بوده! 
نمیدونم حرفهام ربطی داره یا نه ولی مادرم همیشه میگه دست کار میکنه و چشم میترسه. 
پاسخ:
چون نه بچه ای نه بزرگ، اوج  جوونیه و زمان خیلی از تصمیم های مهم و باید بهترین عملکرد رو داشت :)
خیلی هم ربط داره :) ممنون، واقعا بدون امید زندگی رنگ کدر به خود میگیره.
حرف مادرها رو باید طلا گرفت. خدا حفظشون کنه.
چه پست قشنگی ....
بوی زندگی کردن میداد ...
امیدواری ...
مرسی از این نوشته ی مثبت :)
پاسخ:
قربانت...
هیییییم...
امید و امیدواری خوبه :)
قابلی نداره گل بهار عزیزم.
زندگیت سرشار از انرژی مثبت .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی