"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

نويسندگان

قصه های خودم.

سه شنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۱۰ ب.ظ
این عکس بی هوا از من گرفته شده.
گفت: به چی فکر میکردی؟؟ دقیقا مثل رمضان پارسال رو پله ها نشستی و دقیقا مثل پارسال تو خودتی و دقیقا مثل پارسال لبخند میزنی ولی برعکس پارسال.
گفتم: برعکس پارسال چی؟؟
گفت: امسال بزرگتر شدی همین.
ذهن ام در لحظه خالی شد, فکرام, حرفام با خرس تو بغلم, همه فراری شدن. تا اینکه عکس رو نشونم داد و هزار تا قصه واسه یه عکس ساختم.

موافقين ۹ مخالفين ۰ ۹۶/۰۳/۲۳

نظرات  (۲۲)

خب حالا واقعا به چی فکر میکردی کلک؟؟:))
پاسخ:
داشتم برا خرسه آروم قصه میگفتم :))
خرس بازی می کنی !!!
پاسخ:
:)
نه بابا اتفاقی دستم بود، یکم باهاش حرف زدم.
چه خوب که خاطرات پارسال رو هم داری :)
پاسخ:
آره خیلی خوب و جالبه :)

خیلی خوبه که یکی هس انقد حواسش بهته...

پاسخ:
میخواستم عنوان رو دقیقا اونچه که تو کامنت نوشتی بنویسم :)
خیلی خوووبه..
چرا احساس میکنم خرگوشه؟:دی
پاسخ:
بابام میگه: سگه خرس نیست :)
نمیدونم ولی خرسه...
یعنی باور کنم که تو فکر چیز دیگه ای نبودی دیگه؟سوار بر اسب و اینا:)))
پاسخ:
خیالت رااااحت..
میدونی وقتی برم تو فکر سوار بر اسب سفید احتمالا اعلام میکنم :))
۲۳ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۳۵ سِناتور تِد
خرس :#
تو عکس هم ول نمیکنن ماها رو :/ زندگیِ داریم؟!
پاسخ:
:))
خرس قهوه ای نیستا، سفیده.
سناتور پاتون رو از عکس مردم بکشید کنار :))
۲۳ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۵۱ سِناتور تِد
از عمو زاده های ما هست دیگه
خجالت داره والاع :/ رها کنید ما رو 
پاسخ:
خرسای پررویی ان، میدونن شما رو میشناسم تلپ عموزاده هاتون افتادن خونه ما :)
برادر من، خرس مهربان فک و فامیل شما ول نمیکنن :))
پس از همین الان بس میشینم در وبلاگت تا اعلام کنی:)))
یالا دست بجنبون:))
یاعلی
پاسخ:
بپا علف سبز نشه فقط :)))
چی بگم والا هروقت خدا بخواد. :)
با این سنتون هم خرس بازی میکنید :/
اینکه یکی حواسش بهتون باشه خیییلی خوبه ... برید خدا رو شکر کنید
پاسخ:
مگه چند سالمه؟؟😠😈😠 :))
البته خرس بازی نمیکنما، اتفاقی بود.
خیلی خیلی خوبه. چشم..
بلاگفا هم دووم نیاوردید؟؟
شما الان باید واسه بچه هاتون خرس میگرفتید نه خودتون :))
نه والا دوام نیاوردم از بیماری وسواس رنج میبرم :((
پاسخ:
دیگه من برنمیتابم و باید تبعیدتون کنم میهن بلاگ 😈😈😠😠😠😤
وسواسی :))
بیان بهتر از همه جاست..
دنبال یه اسم خوبم اگه پیدا کردم میرم بلاگ اسکای اونجا خوبه
آره بیان از همه بهتره منتها جدیدا شماره موبایل میخواد :/
پاسخ:
بلاگ اسکای اصلا آشنایی ندارم..
عه. قبلا هم میخواست نمیخواست؟؟ بده خواستنش؟ :|
نمیدونم چرا ولی از عکسا و کلن چیزایی که کلی خاطره پشتشونه خوشم نمیاد /:
پاسخ:
چه میشه گفت، سلیقه است خب :)
۲۳ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۵۶ محمود بنائی
یاد ویلسون توی دور افتاده (castaway) افتادم که چند سال تنها دوستِ چاک(تام هنکس) بود. 
حالا خرسه چی میگفت؟ :) 
پاسخ:
اوهوم.. باید سرچ کنم یادم بیاد :))
براش قصه میگفتم، قصه زندگی، قصه بچگیام، قصه قد کشیدنام.
۲۳ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۱۴ פـریـر بانو
میدونی پری؟ تو این عکس بغل کردنی ترین بانوی دنیایی...عزیزم :*

:: منم یه خرس کوچولو دارم. هر وقت ناراحتم بغلش میکنم. انگاری واقعا داره نگام می کنه :))
پاسخ:
میدونی حریر؟ دلم میخاد از پشت لپ تاب درت بیارم و سفت تو بغلم نگهت دارم... قربوووونت :**

:: ای جانم، ایشالا که همیشه شاد باشی :))
یاد دوستم مهدیه افتادم، هم اتاقی بودیم تو خوابگاه یه عروسک داشت خوک بود، تو ایمو تصویری با یکی حرف میزد حرف از عروسکش شد، گفت: هر وقت پری(من) اتاق نباشه این عروسکمو بغل میکنم دلم برا پری زیاد تنگ نشه:)) فک میکنی چیکارش کردم: با همون عروسکه تا میخورد زدمش :))
نه قبلا فقط ایمیل میخواست ولی الان شماره موبایلم میخواد :/
خالا بزار برم بلاگاسکای شاید اونجا موندگار شدم :/
پاسخ:
عه نمیدونستم، والا ما یکجا نشینیم :)
اوکی. ولی باز برمیگردین بیان :)
۲۴ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۰۹ 🍁 غزاله زند
بزرگ شدی،چه ترسناک!
برای من جمله‌ی ترسناکی بود 😐
بزرگ شدن است و هزار سودا . . . 😑
التماس دعا هلمای مهربونم 😊
پاسخ:
قبلنا بیشتر ترس داشتم، غزاله راستش الانم ترسناکه بنظرم!
میدونی من فکر میکردم 23 سالم که بشه خیلی بزرگ میشم خیلی ولی از این خبرا نبود..
ولی حس میکنم یکم فقط یکم بزرگ شدم...
چشم عزیزدلم مگه میشه دعات نکنم :**
هی میخوام اینو هم بگم یادم میره 
عکس پروفایلتون رو کردید چشم رنگی:|
چش رنگی به رخ میکشید هااا
پاسخ:
:))
من خودم با اینکه چشم رنگی ام ولی از چشم به رنگ سبز و آبی خوشم نمیاد :)
خدا هرکی رو یه جور نقاشی کرده، نقشی که نقاشش خداست من چرا باید به رخ بکشم...
۲۴ خرداد ۹۶ ، ۰۲:۰۷ ماهیِ نفس کِش! :)
یه نکته ی مهمی هم هس
اینکه دقیقا مثل پارسال خیلی گلی :)
پاسخ:
مرسی ماهی جان :)
و اینکه دقیقا مثل همیشه پر مهری ..
۲۵ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۲۸ פـریـر بانو
الان دلم بغل خواست که ^_^ عزیزمممم :* :* :*

:: مرسی. تو هم همینطور عزیزم :* 

کار خوبی کردی آفرین :)))
پاسخ:
ای جان دلممممم :**

:: عزیزدلی حریر عزیزدل :*

حقش بود :)))
۲۵ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۳۴ פـریـر بانو
کلی ماچ و موچ و بغل و بوس و قلب از این راه دور تقدیم تووو :* :* :*

:: آری آری! اصن خرسا رو درست کردن که ما با اونا حساب رفقا رو بذاریم کف دستشون :)))
پاسخ:
بووووووووووووس :)

:: والا چه معنی داره بلااستفاده بمونن ولی برا دوستم خوک بود :)
۲۵ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۴۱ פـریـر بانو
:* :* :*

:: عه دیدی چی شد؟ حواسم دویید پی خرسِ خودم نوشتم خرس! میخواستم بنویسم عروسک :| :))

دقیقا درست میگی :))
پاسخ:
:***

:: اشکالی نداره عزیزم :))

خوبه پس :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی