"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

طبقه بندي موضوعي
نويسندگان

به انتخاب "محبوبه شب"

دوشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۰۰ ب.ظ

اولین پست از سری پست هایی که شما عزیزان موضوع اش رو انتخاب میکنید, "معرفی شهر" هست. حس کردم برای شروع بهتر است, البته سعی خواهم کرد ترتیب رو رعایت کنم.

از آنجایی که پدر بنده علاقه شدیدی به تاریخ دارد, شجره نامه خانوادگی تنظیم کرده که در آن تا هفت جدمون رو میشناسیم. پدرِ پدرجدِ پدربزرگ ام گویا چهار پسر داشته و در تالش شمال زندگی میکردند, یکی از پسرها رفته تالش کشور آذربایجان, یکی در تالش ایران مونده, یکی رفته ارومیه و جد ما هم تشریف آورده ارسباران.

"کَلِیبَر" شهری کوچک اما غنی در استان آذربایجان شرقی, شهری کوهستانی با آب و هوای معتدل. بخاطر شرایط جغرافیای و وجود مکان های تاریخی دیدنی و آب و هوای مطلوب شهری توریست پذیر است, برای اثبات این حرفم وجود چندین هتل(پارادیس, آنزا, هتل بزرگ کلیبر و ...) و چندین مسافرخانه و سویت هایی که برای گردشگران تهیه دیده شده در شهری کوچک با مساحت "3702" کیلومتر مربع کافی است. مردمانی تحصیل کرده و شیفته ادبیات دارد, با توجه به گرایش مردم به سمت تحصیلات یکی از شهرهای پاک از نظر عدم مصرف دخانیات به حساب میاید. شغل اکثر مردم کارمندی و شاغل دولت بودن و در کنار آن اوصولا شغل دومی هم دارند مانند: باغداری, کشاورزی, گرایش سمت بازار و ... زنانی کدبانو و شدیدا اهل تشریفات(شاید بشه گفت متاسفانه) دارد که در فصول مختلف از محصولات منطقه به نحو احسنت استفاده میکنند. تهیه ترشی هایی مخصوص خودشان علاوه بر ترشی های مرسوم از جمله: ترشی زغال, بادمجان, لوبیاسبز, شانی انگور و... مربا و شربت به همین منوال: زغال, تمشک, انجیر, به, آلبالو. انواع رولت با مخلوط عسل و گردو. آش های بی نظیری دارد: کلیبر آشی(تُرشلی آش), آش میوه و آش دوغ که سمبل آذری های ایران است. سبزی های کوهی و استفاده آن در غذاها مثل دلمه و فسنجان و مرغ ترش(شمالی ها هم دارند فقط سبزی های استقاده شده متفاوت است). مردمانی آزاداندیش و تا حدودی آزادی طلب دارد, با توجه به اقلیم و نژاد چهره ساکنانش خاص خود منطقه است اکثریت چشم رنگی و بور هستند در کل زیبایی طبیعت در چهره مردمانش مشهود است. طبیعت کلیبر و ارسباران بعنوان یکی از بکرترین طبیعت و زیست گاه انواع نژاد گیاه و جانوری در یونسکو ثبت شده است. قلعه بابک, پل های خداآفرین(که در زمان های قدیم پل ارتباطی ایران و آذربایجان بوده), رود ارس(مرز بین ایران و آذربایجان و مرز ایران و ارمنستان) یکی از امن ترین مرزهای کشور, پارک جنگلی مکیدی, آینالو, قلعه درسی, سدخداآفرین, آبگرم متعلق و امام زاده شاه قاسم, حمام قدیمی کلیبر روبه روی مسجد جامع کلیبر, روستای اُشتیبین و چندین مکان دیدنی دیگر دارد. از صنایع دستی این شهر ورنی بافی را میتوان نام برد. موسیقی و شعر جایگاه بخصوصی در این منطقه دارد. برعکس سردسیر بودن محیطش مردمانی خون گرم و مهمان نواز دارد, حتما تشریف بیاورید پشیمان نمیشوید.

"کلیبر در ویکی پدیا" کلیک کنید.

"پل های خداآفرین. صفرمرزی"

موافقين ۱۳ مخالفين ۰ ۹۶/۰۳/۲۹

نظرات  (۱۸)

دهنم آب افتاد ترشی زغال چه جورشه؟! O_o

متاسفانه ما به زور اسم بابابزرگمونو می دونیم! :/

جالب بود...یک امتیاز به نفع اطلاعات عمومی من :)
پاسخ:
یادم رفت بگم لواشک های خوشمزه ایی هم داره :))

ای جانم اشکالی نداره, بابای من زیادی کنجکاوه :)

قابلی نداشت... پس گزینه ای مناسب برا سفر :)
واااایییی پری 😍😍😍😍😍
میسی هستی ^_*  3>
چقدر خوبه که انقدر دقیقا شهرتو، زادگاهتو میشناسی : ))))
فقط یه سوال ورنی بافی چیه؟

آقا من ترشی بادجون به شدت دوست! 😔
پاسخ:
واااااااااااااااااایییی محبوبه جان :***
قی قی :))
بلی بلی ما اینیم :)) (آیکون عینک دودی)
والا خودم که دقیق بلدش نیستم, فرش نیست ولی فک کنم شبیه اون بافته میشه. ببخش این مورد رو زیاد نمیدونم.

ای جان :) هنوز مونده فصلش!
ایوول معرفی خوبی بود ، ولی نمیدونستم اینقد مرزی هستید و چقدر زندگی در این شهر های کوچیک قشنگه طبیعت منطقه تون هم خیلی قشنگه یه جورای مثل منطقه ی ماست!
ما هم مرزی میباشیم از غرب :)

پاسخ:
بله دیگه بایدم خوب معرفی کنم :)
آره بابا از مرزنشینان غیوریم مام :)
بله تا حدودی از شهرتون اطلاعات دارم.
۲۹ خرداد ۹۶ ، ۲۱:۴۳ اسمارتیز :)
چه شهر معرکه‌ای :)
داشتم فکر میکردم چه خوب میشه همه‌مون از شهرامون بنویسیم:))) 
ترشی زغال؟:) چجوریه ینی؟:)

* فکر میکنم «به نحو احسن» درست باشه(نوشتید به نحو احسنت). :)))

من عاشق اینم که یه دور بیام غرب‌گردی:) ولی نشده هنوز:| ینی من دلم لک میزنه واسه شیرینیای تبریز و اون ورا دییی: راستی شیرینی مخصوص ندارین؟:)
پاسخ:
بله :)
آره خیلی خووووب میشه، بنویس تو :)
تو سرکه میندازن به همراه چند مدل سبزی :)

* عه باشه چشم تصحیح اش میکنم :) ممنون...

بیایید خب، از من گفتن بیایید حتما خوش میگذره :)
چرا شیرینی، فطیر، نان روغنی و همون عسل و گردو و خرما رولت هاش موجوده :)
چه شهر خوبی دارین. :)
عالیه.
بهش میاد شهر قشنگی برا گذروندن یک تعطیلات حسابی باشه. 

پاسخ:
بله خوبه :)
خیلی ممنون..
آره خیلی، حتما تشریف بیارید، تازه یادم رفت بگم قراره تله کابین هم راه اندازی کنن، برا شما که کوه دوست دارین خیلی خوبه.
همه باید بزارن تو لیست سفرشون :)
یاد کتاب جغرافیا افتادم:))
به به چه شهر خوب و زیبا و البته تلفظ سخت دارید:) ولی همیشه از کلمه ی ارسباران خیلی خوشم میاد:)
خیلی دوست دارم یه بار بیام آذربایجان رو ببینم:)
یاعلی
پاسخ:
کتابی بودم برا خودم خبر نداشتم :))
مرسی. بله خوبه و آره حق با توئه تلفظش هم سخته :) ارسباران زیبایی های منحصری داره :)
حتمااااا تشریف بیارید، قول میدم خوش بگذره
وای پری من تقریبا مطمئن بودم اهل جلفایی!!!
نمیدونم چرا واقعا!(ارسو اینارو در جا ربط میدم به جلفا!)
نیومدم تا الان کلیبر.اما خیلی دوس دارم بیام!
خیلی جالب بود اینکه بیشتر چشم رنگی و بور هستن مردمتون.خدا شانس بده!ایشششش:دی
پاسخ:
تبریز بودی فروزان؟؟
جلفا از ما خیلی دوره ولی چون قسمتی از کلیبر و جلفا هردو تو منطقه آزاد ارس ان همه فک میکنن نزدیک ان.
دیوونه مگه چقد راهه نیومدین؟؟ هاااان؟؟😠 ما چون تبریز خونه زندگی داریم فک کن شده صبح تبریز بودم اومدم کلیبر عصر برگشتم تبریز :))
خوشگلیه و هزارتا دردسر :)))) شوخی میکنما :)
حتما بیایید همش دو ساعت فاصله داریم، البته من یک و نیم ساعته هم اومدم.
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
نه بالام جان ما ******(اسم شهرمونو سانسور کن قربونت!)
به ما ولی نزدیکه!اتفاقا دیروزم جلفا بودیم،خاستم بیام بگم اومده بودیم شهرتون!خوب شد نگفتم ضایع میشدم!
وای نگو من کلا خونوادم سفرگریزن!!!فک کن من در عمرم فقط 2-3 سال رفتم 13 به در!که اونم بدون خانواده و با داییا بوده!!
من اصن شهرمو درست حسابی نمیشناسم!تو ماشالا خیلی قویه اطلاعاتت!
با توجه به اینکه جلفا از شما خیلی دوره و به ما نزدیکه،پس ما دوریم!!ایشالا قسمت شه بیام!دلم میخاد واقعا.عه همزمان دو جا اقامت دارین شما؟چه جالب!


پاسخ:
عه چه خوب :) اومدم شهرتون :)
جلفا هم خوبه, پس خوش گذشته بهت!
دبیر شیمی من همشهریت بود.
ووووووویییییییی باید پدر گرامی ات رو ببینم چه وضعشه :))
بدو بدو اطلاعاتتو آپدیت کن عزیزم...
خیلی هم دور نیست ولی ما جلفا اومدنی یا میاییم تبریز از اونجا جلفا یا ارس و از اونجا جلفا :))
خب تبریز مرکز استانه مجبوری کار پیش میاد. یه داداشم که خونه اش کلا اونجاست اون یکی کارش تبریز. اینجام باز بخاطر کار آبجی و اینا. هرجا شغل باشه اونجاییم :))
همه‌ش به طرف، بخش ترشی و سبزی کوهیش یه طرف! ایشاللا بطلبه یه سفر بیایم.
پاسخ:
آره واقعا :)
حتما میطلبه، تشریف بیارید.
۳۰ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۵۸ مرتضی خیری
اگه برنامه ها جور شه احتمالا قراره با دوستان یه سر بیایم کلیبر. 
بچه ها پارسال اومدن، اما من پروژه داشتم نتونستم بیام متاسفانه. با عشایر اونجا هم یه دلی از عزا درآوردن 

پاسخ:
حتما تشریف بیارید، خوش میگذره بهتون.
از دستتون رفته :)
عشایر اصلی اونایی که کنار جاده ام نیستن، من رفتم عشایرا میرن بالای کوه ها و دشت و چشمه هم هست عالی..
۳۰ خرداد ۹۶ ، ۰۸:۰۹ آقای‌مداد رنگی
به به عجب شهرزیبایییه:))
به به چه سوغاتی های خوبی دارهه:))
اومدم اونجابراخانواده ترشی میخرمم ولی من اصلامیونم باترشی
خوب نیسن:(
شماچه شهرتون پیشرفت داشته،ماقبلااًتویک روستابودیم،یعنی ازاول تولدم تا2سال پیش،که اومدیم تویک شهرباصفا:))
اسمش روستای حاجت آقابودوالانم هست
نه چشمه داره
نه حاج آقاداره
نه ازاین امام زاده هاداررره:(
یک مسجدهم داره که ازمرکزخیلی دوره ولی خوبیش اینه که اتوبان ازوسطش میگزره واون اتوبون اتوبان اصفهان،شهرکرد،اهوازه واینجاهاست
باغ های گونگونی داره،مثل زیرآب بالای جادست/حاجت آقاپایین آخرروستابطرف کوه
پیش احمدیست/وهلایه بادکه بطرف کوه زاگرسه

ومناظرطبیعیشک بدنیست
اطلاعات بیشتر
http://www.hajatagha.com/about-village.html
پاسخ:
حتما تشریف بیارید، بیشتر از اونچه تعریف کردم دیدنیه :)
خب با خونواده بیایید، عه ترشی به این خوبی :)
ولی خیلی ها معتقدان باید بیشتر از اینا پیشرفت میکرده...
امامزاده ای که منم گفتم داخل شهر نیست، تو روستای اطلاع.
روستای حاجت آقا. فلسفه نامگذاریش میدونید چیه؟؟
۳۰ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۰۷ محمود بنائی
سلام
خیلی خوب بود، کاش بشه بعد از ماه یک سفر کوتاه بیایم اونجا. 
راستی با ایده گرفتن برای بلاگ مخالفم، چون بلاگ واسه من یعنی یک چیزی برای گفتن دارم یک حرف، یک خاطره، یک دلنوشته و...  اما به این میشه به عنوان یک پیشنهاد یا خواسته از طرف دوستان نگاه کرد. 
پاسخ:
سلام..
حتما تشریف بیارید، والا زیاد دور نیست پنج ساعت تا تبریز دو ساعت هم از اونور میشه هست ساعت، این مسیر نزدیکتره حالا از شمال هم میشه اومد. 
خب نظر شمام درست. من لابه لای این پست ها، روال وبلاگ نویسی سابق ام رو هم حفظ میکنم. یه جورایی برام جذابه در مورد دغدغه ها یا فکرمشغولی های دوستان بلاگرم بدونم و از دیدگاه خودم در باب اون موضوع بنویسم. :)
زغال ^_^
پاسخ:
بله زغال اخته :)
به نظرم ارسباران قلب آذربایجانه. محشره هرچی ازش تعریف کنی کمه بازم خوشحالم که ارسبارن مال ماست:)
خیلی عالی نوشتی هلما چون
من تقریبا وجب به وجبش رو گشتم عالیییییییییییییی بود
پاسخ:
ارسباران به نگین آذربایجان معروفه، که همون قلب آذربایجان هم میشه گفت. آره واقعا.
قربانت نسرین جان :**
بح بح به تو میگن یه دختر خوب و خوش سفر...
همیشه بیا :)
اوف لواشک...لواشک...لواشک...
اصن من اسمشم تکرار کنم سیر می شم D:

به جان خودم برای مسافرت تابستونه، به زور فرمون ماشینو می چرخونم سمت شما! D:

+لواشک ~_~
پاسخ:
ای جان دلم نیلی ^_^
از همه میوه ها :))

حتما حتما مطمئن باش خوش میگذره :)

+ موج مکزیکی :))
کدوم شهری؟؟
( مثه تام توی تام و جری که زبونشو روی لبش می کشه )

ما خیلی ازتون دوریم! :) ولی هر دو تو نیمه ی غربی هستیم! 

من خوزستانم! :)
پاسخ:
الهی :)) دلم کباب شد :)

آره خیلی دوره :)
ایشالا یه سفری بیاید طرفای ما :)
۳۰ خرداد ۹۶ ، ۲۱:۰۷ سام نجفی نیا
ایول به پدرتون 
پاسخ:
خیلی ممنون :)
:))

خدا از دهنت بشنوه! :)
پاسخ:
:))

میشنوه ایشالا! :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی