"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

طبقه بندي موضوعي
نويسندگان

اذان میگویند.

شنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۴:۳۵ ق.ظ

منتظرم اذان صبح بشه، آرامش میده بهم. 


موافقين ۱۱ مخالفين ۰ ۹۶/۰۶/۲۵

نظرات  (۲۳)

۲۵ شهریور ۹۶ ، ۰۴:۳۹ حضرت کازیمو
به من هیچ آرامشی نمیده. 
اگر یادگار دوستِ شهرام ناظری را از مأذنه‌ها پخش کنند شاید کمی به آرامشم کمک کنه
پاسخ:
:)
شهرام ناظری عالیه...
راستی یه سوال؟؟ من آخرش متوجه نشدم شما "خانومی" با "آقا". :))
خیلی آرامش داره :)
پاسخ:
پس باهم صبر میکنیم. :)
۲۵ شهریور ۹۶ ، ۰۴:۴۷ حضرت کازیمو
اذیتم نکن دیگه. این چه سوالیه آخه! واقعا معلوم نیست؟ :|
پاسخ:
والا نه جدیدا هنگ کردم :)
۲۵ شهریور ۹۶ ، ۰۴:۵۱ حضرت کازیمو
پاسخ رو به افکار عمومی واگذار میکنم! :|
پاسخ:
اینجا وب هلماستاا، وب سلبریتی کسی نیست افکار عمومی هزارتایی بیاد و بخونه و جواب منم بده. :)
۲۵ شهریور ۹۶ ، ۰۴:۵۶ حضرت کازیمو
اولین شاهد جنسیتم، عکسمه. واقعا نمیدونم چطوری روت شد همچین سوالی بپرسی! باید خجالت بکشی. سریع خجالت بکش!
پاسخ:
الان دختر بودی شما اینقد بهتون برنمیخورد. :))
من تا به الان فکر میکردم شما یه دختر خانم 24 ساله ای :)
خجالت نمیکشم ببخشید..
۲۵ شهریور ۹۶ ، ۰۵:۰۰ حضرت کازیمو
بهم برنخورده. تعجب کردم فقط :)
شوخی کردم، چرا معذرت میخوای؟
پاسخ:
میدونم :)
خواستم مودبانه خجالت نکشم :))
۲۵ شهریور ۹۶ ، ۰۶:۵۱ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
با صدای اذان بیدار شدن رو دوست دارم!و خیلی وقته این اتفاق برام نیفتاده.
این جور وقت ها دعا برای بقیه که منم جزوشون باشم یادت نره:-)
پاسخ:
:)
بوی صبح و طلوع آرام خورشید خیلی میچسبه.
چشم چشم حتما *_*
۲۵ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۰۹ مریــــ ـــــم
بیدار بودی؟
خو منم بیدار میکردی
:|
پاسخ:
مریم خودت چی فکر میکنی؟؟
خواستما زنگ بزنم بعد دیدم شمارتو ندارم :)) یکم جیغ زدم هنجره پاره کردم ولی نشنیدی گویا.
:)
پاسخ:
:)
بخند جوان..
به منم...
پاسخ:
یه لحظه فکر کردم شاید بخاطر اینه که کم میشنوم...
حالا چند تا قابلیت جدید تو بیان که این حرفا رو نداره خانم. عادت میکنید دیگه :))))
پاسخ:
:)))
راستی آرامش معدن چیه؟؟ چطوریه؟؟
۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۰۲ دُچــــ ــــار
خواب شب هم میگن آرامش میده :)
پاسخ:
:)
یعنی شبا بخوابم؟؟ 
دیوونگی همیشه هم غم نیست. :)
آره آرامش بخشه :)
پاسخ:
:)
همینطوره..
به من بیشتر حس مردم آزاری میده و اگر صبحی متوجه صدای اذان بشم از جایی، کمی جماعت شمارو مورد فحاشی و عنایت قرار میدم :))
پاسخ:
:))
جماعت شما یعنی کیا؟؟ 
شما نیتت خالصه با صدای اذان بیدار میشین :))
۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۱۹ مریــــ ـــــم
من هیچ فکری نمیکنم
:)))
ببخشید پنجره رو بسته بودم
امشب بازش میذارم که صدات برسه
:)
پاسخ:
:))
یکم فکر کن :)

عه میگم آخه. نبند خووو
آورین :)
نمیدونم هرکسی که برای اونا ساعت 4-5 صبح آهنگهای تکراری میزنن، اونایی که براشون آرامش بخشه :))
حالا باز تهران خیلی خوبه، چندهفته ای تو یکی از شهرهای شمالی کشور بودم و مسجدشون از دعای قبل اذان بلندگو رو روشن میکرد تا دعاهای بعد اذان! :))
پاسخ:
:))
ولی من رفتم حیاط تا تونستم صدای اذان رو بشنوم. :)
۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۵۷ دُچــــ ــــار
اگه امکانش هست بخوابید بهتره
پاسخ:
همیشه میخوابم خب, کم پیش میاد خوابم نبره. :)
۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۵۹ دُچــــ ــــار
لابد همون وقتایی که میرید روی پشت بوم صدای گرگ درمیارین؟ :)
پاسخ:
نه اتفاقا فاز عرفان داشتم دیشب :)

۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۰۳ دُچــــ ــــار
خخخخ :) التماس دعا
پاسخ:
:))
اینبار که دعا کردم همه رو بمونه برا فاز بعدی :)
من روگوشیم ساعت۵و۳۰دقیقه
بیدارمیکنه
ومنم کلا‍ًاذان ونمازبهم آرامش میده وصلوات های خوشکل
وازموسیقی برای ارمش خودم
استفاده نمیکنم،برای ورزش،کردن
وگشت وگذاراستفاده میکنم:)


+نمیدونم،مگه خدانگفته دلهابایادمن آرام میگیرند
++جزدلهایی،که سیاه شدند
وراهی برای قبول خدابراخودشون باقی نگذاشتند....
پاسخ:
:)
خیلی هم خووب.

هوووم یادآوری خوبی بود. :)
خدا همه رو دوست داره. دل سیاه و سفید رو نمیشه خیلی ساده تشخیص داد...
۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۲۷ פـریـر بانو
هلما... من عاشق اذان صبحم. خیییلی آرامش میده خیلی *_*
پاسخ:
حریررر خیلی حس خوبی داره. ^_^
یکمدتیه متاسفانه نمازهای صبحم قضا میشه :((
از وقتی نمازهای صبحم قضا رفته متاسفانه دیگه خواب های که به مادرم می بینم ، یادم نمی مونه :((

خوش به سعادتت هلما جان  که بیدار شدین و منتظر :)

عنوانتون منو یاد این جمله انداخت :
موذن اذان بگو :)

پاسخ:
هییییم... منم نماز خوندنم دست و پا شکسته شده...
ای جان دلم. :( 

قربونت :) کلی خودت و بابات رو دعا کردم.

اذان بگو :)
۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۳۳ פـریـر بانو
اوهوم ^_^

من یه بار کابوس دیدم. خیلیییی ترسیده بودم. چشمم که باز شد همینطور تند تند نفس می کشیدم. یه وهم خاصی اومده بود سراغم. ولی میدونی چی شد؟ یهو صدای اذان کل اتاقو پر کرد. پنجره باز بود و همینطور مثل یه نسیم خنک صدای اذان پیچید تو اتاق. اینقدرررر آروم شدم که نگو. اصلا ترسم یادم رفت :))
پاسخ:
*_*

به به میتونم تصور کنم چی میگی :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی