"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

نويسندگان

خرس های گریزلی اغلب به رنگ خاکستری یا قهوه ای هستند البته با تحقیقاتی که بنده به عمل آوردم به این نتیجه رسیدیم که رنگشان میتواند تحت تاثیر محیط, شرایط و عوامل دیگر دچار تغییر شود. برای مثال: وقتی پا روی دمش بگذارید تُن رنگش بین بنفش و سیاه جابه جا میشود, یا هرچقدر بیشتر عسل به خوردش بدهید رنگش شفاف تر شده و مایل به زرد میشود که در این حالت آرامش بیش از حدش میتواند شادی دیگران را برانگیزد. حتی در یک ماه اخیر خرس گریزلی ای در جنگل های شمال ایران به رنگ سبز و بعضا آبی و صورتی با معیت یک جفت انسان دیده شد, همچنان تحقیقات در مورد ارتباط مسالمت آمیز خرس با انسان در حد جوج زدن بر بدن و چای زغالی خوردن ادامه دارد. کارشناسان علت تغییر رنگ غیرقابل باور که آفتاب پرست هم در این حد تنوع رنگی ندارد را تا به الان خرس کیف شدن حدس زده اند که انشاالله الرحمن بتوانیم به نتایج قاطع در این باره برسیم. در تلفظ "گریزلی" نهایت دقت را داشته باشید چون همان اندازه که مهربان بنظر میرسند و فس فس کنان راه میروند میتوانند سریع, خشمگین و کُشنده باشند. عشق خرس های گریزلی و زنیورعسل که زبان زد خاص و عام است, یکطرفه آن هم از جانب خرس گریزلی است وگرنه زنبورها میخواهند پنجه و دهان بر تن خرس ها نباشد چه برسد که عاشقشان باشند, البته عشق هم عشق های قدیم این خرس ها منفعت طلب و موزی اند وگرنه بروند عاشق یکی هم قد و قواره خودشان بشوند فیل, بوفالو مخلوقات خدا که کم نیست اما امان از درد شکم و دلی که برای عسل ضعف میرود. اکوسیستم طبیعت کلا بهم ریخته و همه اش هم تقصیر این موجود دوپا به اسم انسان است, قدیم تر ها میگفتند: گوش هرروز حرف جدید نشوند کر میشود. دیگر اعتباری به چشم ها هم نیست, شاید مشکل از چشمهای من است قضاوت را به خودتان واگذار میکنم, این شما و این محیط زیست یک عدد خرس گریزلی.

با دیدن تصویر, از فضای مجازی هم وحشت دارم, میترسم ناخواسته با یک خرس گریزلی روبه رو شوم حالا تو بدو خرس بدو, حالا تو جیغ بزن خرس غرش کنه, حالا تو بلرز خرس با پنجه بزنه بر فرق سرت.

به خودم وظیفه میدانم در این پست یاد و خاطره تنها خرسِ بیان "تد" که چند وقت پیش با رفتنش مُهری زد بر انقراض گریزلی های وبلاگ نویس رو گرامی بدارم.

این بود انشاء من.

میرزا جایزه لطفا.

موافقين ۵ مخالفين ۰ ۹۶/۰۶/۲۹

نظرات  (۲۱)

مگه سناتور رفت سناتور تد؟
پاسخ:
دیگه سناتور تدی در بیان نیست. معدنچی شده :)
جایزه چی می خوای؟ :)
پاسخ:
نه دیگه خودم انتخاب کنم که نمک نداره.
راستی اصلا در حد جایزه هست؟؟
بله در حد جایزه هست.
خب باید جایزه رو انتخاب کنی، اگه هدیه بود فرق می کرد.
پاسخ:
خب خداروشکر..
پس یه کاری کنیم یا من فکر کنم بعدا بگم یا چند گزینه بزارین پیش روم انتخاب کنم. :)
فکر کن بعداً بگو.
پاسخ:
اوهوم باشه.
:))))
ای باباع
ای باباع
:)))

اون بخشِ تعامل خرس های گریزلی با انسان ها در جنگل های شمال نکته ی شریفی بود که بهش اشاره شد :))
همینکه یاد و خاطره ی تِد زنده شد خیلی مهمه :)) ممنون

پاسخ:
:))
ای باباع نداره که اصلا شما معدنچی ها لطافت خرس ها رو نمیبینیدااا

بلی بلی منم که نکته سنج :))
خیلی مگه میشه یادمون بره :)

:))
پاسخ:
:))
آخرش اشک درآر بود که! :)

قبول نیس آقا...اون عکس کپی شده. خودت تحقیق نکردی.

پ.ن: هلما...اون اسکرین از قالبِ قبلیِ تِدِ که. این پست رو خیلی وقته که نوشتی؟! :)
پاسخ:
:) گریه نکن نیلی :|

تو تحقیق مستندات رو جمع میکنن جانم :))

پ.ن: نه همون ساعت 8نوشتم. آخه پیشنهاد قبل پست کتانژانت زیست داده شده بود. :)
عه...! :!
همینجوری اسکرین گرفتی؟! :))
چه آینده نگر! :)
پاسخ:
دختر اون موقع میدونستم باید همچین پستی بنویسم دیگه :)
بلی بلی :))
تد خیلی خوب بوداا..این جیمی یه جوریه اصن:/
پاسخ:
با جیمی دوست باشید گناه داره صبح تا شب معدن کار میکنه. :)
اون خرسه رو میگی :)))
آخی :)
خرسِ خوبی بود :)
پاسخ:
:)
آره از جنگل ما رفت.
۳۰ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۳۹ دُچــــ ــــار
عه تد مگه رفته!؟ :) پس من چراشبا صدای خرس میشنفم!؟
پاسخ:
رفت دیگه... مشکل از گوشای شماست :)
۳۰ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۴۳ دُچــــ ــــار
شاید توله شه خب! :))
پاسخ:
یا خدا :)))
من دیگه حرفی ندارم. :))
سلااام :))

من که نمیشناسمش :))

پاسخ:
سلام :))

عجب موهبت الهی رو از دست دادی شاتوت :))) خرس بودن خرس
خواهش می شود :)
پاسخ:
نمیدونم چی بگم.
فقط خیلی خوشحال شدم خیلی...
خب هدف هم همین بوده :)
پاسخ:
آخه میدونین ده روز بود اصلا خوب نبودم, یهویی و بیش از حد خوشحالم کرد. :)
دستتون طلا..
الله چوخ شکر :)
قابلی یوخدی بابا :)
پاسخ:
چوخ ممنون :)
الله همیشه سویوندورسون سیزی :)
:| 
دو تا فایل رو هم کپی پیست کردین ؟ 
چرا این طوری نشون میده :|
پاسخ:
css رو تو قسمت خودش کلا گذاشتم.
اون یکی رو هم باید تو قسمت "ویرایش ساختار قالب فعلی" کپی پیست کنین
پاسخ:
هن هن ذوق اِلمیشدیم یادمنان چخمئشدی :))
حلدی؟؟
خب الان بهتر شد :))

خب هر جاشو میخاین عوض ( رنگش ، مدلش و ... ) بگین
پاسخ:
:) عالی

رنگ و مدلش که عالیه فقط یه هدر کوچولو داشته باشه عالیتر میشه؟؟ مگه نه؟؟[ایکون خجالت]
چ عکسی باشه ؟
پاسخ:
هووووووم... یه عکس خوشگل :)
مثلا آسمون.. یا یه جای شلوغ. من به سلیقه اتون اطمینان دارم فرقی نداره.
اگه بعدا فکر کردین با رنگش جور نیست یکم اینور اونور میکنیم...
[همچنان لبخند میزند و کمی هم خجالت میکشد.]
قالبو نیگا! :)
تبریکات! :)
استقلالیِ کی بودی تو؟! :|
پاسخ:
نیگا نیگا :)
عزیزم!
من؟؟ فوتبال؟؟ باشه هم باز بگی تراختور یه حرفی :)
آبی خوبه خب.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی