"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

نويسندگان
گفت: حمید شهید شده بود، کار یک شب بود تا پیکرش را بتوانیم بیاریم طرف خودمان. مهدی با علم به اینکه برادرش شهید شده همچنان مثل کوه بود به ما دلداری میداد و از ادامه راه میگفت از ادامه هدف میگفت، پیشنهاد عملیاتی برای برگرداندن پیکر حمید دادیم. جوابی که شنیدیم این بود: کدام حمید را میگویید، همه کسانی که شهید شده اند برادران من هستند.
چهارده پانزده ساله بودم که این خاطره را برای اولین بار از زبان یکی از رفیق های شفیق بابا که گویا زمان جنگ همرزم شهید باکری بوده شنیدم و بعدترها در یک کتاب اگر اشتباه نکنم به اسم "خداحافظ سردار" خواندم و لا به لای تمام غصه هایی که برای وطنم، جوانانش و خودم خوردم، لا به لای تمام شگفتی هایم برای این حجم از آزادگی و لا به لای تمام احساساتم دلگرم شدم دلگرم به اینکه اهداف و منش حسین(ع) بعد از گذشت سالها همچنان میتواند جاویدان باشد آن هم سالهایی که فقط سال نبود و نیست که تمام میشد و میشود فرهنگ ها، رفتارها, عقاید، سیاست و... همه و همه در لحظه تغییر میکنند. 
هنوز جزء 22 قرآن که قسمت من از ختم قرآن ده روز اول محرم شده است تمام نشده, واو به واو کلماتی که میخوانم تا مغز استخوانم میرود گفتم که محرم امسال برایم عجیب نه ولی شدید غریب و قریب است. قرآن را با معنی بخوانید لذتش هزاربرابر میشود.


موافقين ۱۰ مخالفين ۰ ۹۶/۰۷/۰۷

نظرات  (۱۰)

قرآن زیبا و قشنگ و آهنگین است ولی اگه بفهمیم چی گفته قشنگتر میشه پس موافقم باهاتون :)
پاسخ:
:)
قرآن حقه.
ایشالا که میفهمیم...
این خاطره رو بارها و بارها شنیدم که " همه ی اینهایی که اینجان حمیدن" و چقدر عجیب بودن این شهدا.
خواهر شهید باکری میگفت:" ما ۳تا برادر داشتیم اولی که زمان شاه ساواک گرفت و شهیدش کرد و حتی جسدش رو هم به ما نداد‌؛ حمید که اقا مهدی جسدش رو تو جبهه جا گذاشت، و خود اقا مهدی که تو وصیت نامه اش نوشته بود خدایا کمک کن حتی یک وجب از خاک این دنیا رو اشغال نکنم، وقتی شهید شد جنازه اش افتاد تو دجله و دیگه برنگشت."
التماس دعا عزیزم:)
یاعلی
پاسخ:
:)
یه آرزو هم داشتن که: قبل از اتمام جنگ شهید بشن.
عزیزم.
یاعلی مدد...
چه قشنگ...! :) 

خاطره رو می گم...
پاسخ:
آره خیلی..

:)
من که تا الان از محرم امسال اون بهره کافی رو نبردم امیدوارم بتونم از ادامه اش استفاده کنم
پاسخ:
ایشالا میتونید. :)
شما میتونید..
۰۷ مهر ۹۶ ، ۲۲:۲۲ شادوَرد __
شدید غریب و قریب...
پاسخ:
هیییییییم... شدید!
۰۷ مهر ۹۶ ، ۲۲:۵۱ محبوبه شب
کاش شرمنده ی شهدا نشیم.

التماس دعا هلمایی
پاسخ:
ان شاءالله...

عزیزم..
سلام 
این خاطراته که دلگرممون میکنن 
خدا بابا و رفیق بابا رو حفظ کنه :))
التماس دعای شهادت ...
پاسخ:
سلام...
اوهوم...
ممنون. :)
خدا همه باباها رو حفظ کنه.
سلامت باشید..
این ربط با ربط ترین بود به با ربط ترین.
پاسخ:
پس باید بگم خداروشکر....

۰۹ مهر ۹۶ ، ۲۲:۰۰ پیمان محمدی فرد

سلام خدمت شما؛

وبلاگ خوب و زیبایی دارید، ان شاالله موفق و پیروز باشید.

وبلاگ من در زمینه ترویج و انتشار معارف مهدوی فعال هست. اگر از وبلاگم بازدید کنید باعث افتخاره و میخواستم درخواست کنم اگر تمایل داشته باشید همدیگرو دنبال کنیم و با هم تبادل لینک داشته باشیم تا به این طریق باعث ترویج این معارف بشیم و افراد بیشتری بتونن از این مطالب بهره ببرن.

با تشکر از توجه شما.

اللهم عجل لولیک الفرج.

http://mahdaviat-12.blog.ir

پاسخ:
سلام.
موفق باشید.
۱۰ مهر ۹۶ ، ۰۸:۵۴ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
قرآن رو چندبار هم که با معنی بخونید بازهم تازگی داره.
پاسخ:
خیلی موافقم خیلی...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی