"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)
و الان بیست و چهار :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

نويسندگان

بلی روزی روزگاری در حین چک کردن تلگرام یا بقول اینجانب هیییم چیزه هنوز اسم درخوری نیافتم بعدا بهش فکر میکنم بودم، با پیامی مواجه شدم با این مضمون "دوستت مثلا شفتالو ازت خواسته نظرتو راجع بهش ناشناس بگی" آقا لبخندی زدم و صفحه رو بستم، به فاصله چند روز همین پیام از جانب "گلابی" برام فرستاده شد. نکته جالب این بود که این عزیزان بی ربط ترین آدما به من بودن، این چنین بود که یاد دانشگاه و کلاس درس و استاد و از همه مهمتر آیلار افتادم، ورودی قبل از ما بود اینبار همایش رفتنی دیدمش میگفت معرفی به استادش مانده آذر ماه.

یکی بود یکی نبود، خدا که قربونش برم همیشه هست سر کلاس درس "مقدمه ای بر مهندسی پزشکی" بودیم، استاد جان قر و فری ما با صدای آروم و کشدارش و با مدل خاص حضور غیابش از مداح بگیر که پرسید چیا بلدی مداحی کنی شروع کرد تا من که با اسم خانم مقنعه خلبانی از نوع پری صدام زد بلاخره رسید به آیلار که هفته قبلش غایب بود، خیلی شیک و مجلسی گفت: خااااااانم من چندبار با شما آبگوشت خوردم؟؟ [قیافه ما!!!! دوربرگردون حداقل بیست سی کله سمت آیلار!!!!] نگفتی کدوم سفره خانه و کافه باهم بودیم؟؟ [همچنان ما] دیگه پارتی که با هم نرفتیم؟؟ هفته پیش اون چه پیامی بود برا من فرستاده بودی؟؟ خجالت نکشیدی؟؟ (قشنگ صداش رو دخترونه کرد) و متن پیام رو خوند: سلاااااام خوبی استاد؟؟ من فردا نمیتونم بیاااام سر کلاااس حضور منو موجه بزن. مرسی آیلارم.

موافقين ۶ مخالفين ۰ ۹۶/۰۹/۲۰

نظرات  (۲۵)

۲۰ آذر ۹۶ ، ۰۲:۲۵ ملکه بانو
واااااااااااااای چه بد ضایع کرد بنده خدا رو!
پاسخ:
آرره واقعا بچه سرخ و سفید شد.
وای خدایا وای خدایا:)))) عجب استادی بوده:))))
پاسخ:
اعجوبه هااااا
همونه که منم بعد از همایش از چشمش افتادم، البته قبلش مورد عنایتش قرار گرفته بود به طریقی دیگر :))))
۲۰ آذر ۹۶ ، ۰۶:۵۶ محبوبه شب
خخخخ عجب استادی

+ تیتر رو که دیدم گفتم
عه! ما هم شام آبگوشت داشتیم اما از نوع دیزی ش اونم با یه وجب روغن و دمبه -_-
من آبگوشت ندوست 😭
پاسخ:
رسما اعجوبه :)

+نه دیگه برا ما شکر خدا در حد دیزی نبود. :))
:| دانشجوها بچه های باحالین 
پاسخ:
اصلا خیلی باحال :)
۲۰ آذر ۹۶ ، ۰۸:۱۱ مریــــ ـــــم
استاده تر زد بهش
:|
پاسخ:
کلا کارش تر زدن بود مریم. :|
۲۰ آذر ۹۶ ، ۰۸:۲۲ مریــــ ـــــم
هلما من ادامه داستانتو نوشتم
:|
الان باید چیکارکنم؟
پاسخ:
^__^ ایول دختر 
تو چقدر باحالی :)
مریمی چون بقیه دوستان هنوز آماده نکردن و خودمم تا چند روز سرم شلوغه احتمالا هفته پست مربوط بهش رو منتشر میکنم، تو هم میتونی یا الان بفرستی برام یا همون زمان که تو وب اعلام خواهم کرد برا جمع آوری. مررررسی.
اتفاقا من از رفتار استادت خوشم اومد:)))
عجب دوران دانشجویی داشتی ها:))) 
پاسخ:
:)))
تو که در جریانی 😛😜😜
۲۰ آذر ۹۶ ، ۰۸:۳۸ مریــــ ـــــم
جدی؟؟؟
منو بگو از دیروز خودمو کشتم
ینی باید صبرکنم بقیه هم بنویسن؟
اووو
من اینارو میشناسم
به خودشون باشه 3هفته طولش میدن
:))
پاسخ:
پس باید دست به کار شم و یه اولتیماتم حسابی بدم بهشون :)
میگم بهنره تهدیدشون کنیم :))

۲۰ آذر ۹۶ ، ۰۸:۴۴ جنابــــــــ دچار
منم بودم دقیقا همچین برخوردی میکردم باهاش :))) دختره ی لوس!!
پاسخ:
اصلا طفلی همیشه باهاش اینجوری برخورد میشد.
لوووس :))))
۲۰ آذر ۹۶ ، ۰۸:۵۵ جنابــــــــ دچار
لوس معنیای مختلفی داره خب :/
پاسخ:
متوجه ام :)
باید هم متفاوت باشه :))
بچه رو داغون کرد استادتون :/
آبگوشت ^_^
پاسخ:
خیلی، دلم سوخت.
پس شما آبگوشت دوست دارین :)
۲۰ آذر ۹۶ ، ۰۹:۱۷ پـــــر ی
یعنی واقعا واسه استادش همچین چیزی نوشته بوده؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
پاسخ:
آره دقیقا همون متن رو :)
تازه تو آنتراکت کلی پشت استاده فحش داد. :))
۲۰ آذر ۹۶ ، ۰۹:۲۶ پـــــر ی
وااااااااااا 
پاسخ:
:))))
۲۰ آذر ۹۶ ، ۰۹:۵۳ آقاگل ‌‌
جا داشت به استاده بگی استاد کی بودی تو؟ :))
اصن استاد مد نظر من اینه.

پاسخ:
:)) سنش به زور به سی و پنج میرسید ولی یه حسابی ازش میبردیم که نگو و نپرس :)
یه بار من زنگ زدم درمورد پروژه گفت تو تلگرام بفرستم اندازه سه چهار خط باهام چت کرد قشنگ تو شوک بودیم.
ماشالا همه هم حالگیر :))
آبگوشت به این خوبی :))
اول در مورد عنوان بگم بعد باقی حرفمو :))
فکر کن پریروز ناهار آبگوشت و دیزی داشتیم با نون سنگگ و دوغ (سبزی که من بیست ساله نخوردم :| اونم داشتیم بقیه خوردند ))جای همگی خالی زدیم ناهار رو آبگوشت خوردیم شامش هم آبگوشت خوردیم :دی 
بماند که من ناهار روز بعد هم آبگوشت داخل یخچال رو گرم کردم و با اشتیاق هر چه تمام تر میل کردم :)))
و واقعا من عاشق آبگوشت و دیزیم :)
شده ماهی یکبار باید بپزم و بخورم :)))
این از این :)


+
وای استاد :||
و وای اون دانشجو :|
دختره نرفت حذف ؟:))

پاسخ:
:))
نوش جانت چه با ولع تعریف میکنی من که آبگوشت ندوست دلم خواست :)))
در عوض عاشق سبزی ام :)
آخه من کلا گوشت زیاد دوست ندارم.

+
همون وااای 
نه حذف نکرد ولی آخر سر قبول هم نشد. :))
ناگفته نمونه اینجانب 19.5 شدم
آفرین 👏👏👏☺
تو هلمای مایی برای همینه نمره به این خوبی رو گرفتی 🤗

ولی من سبزی  خوردن  رو بیست ساله نخوردم چون بهش متاسفانه آلرژی دارم :|
ممنونم :)
مادربزرگم میگفت بدن اونقدر به باقی چیزا احتیاج داره به آب هم احتیاج داره و هیچ چیزی بهتر از آب ، آبگوشت نیست :)
من حتی آبگوشت رو بدون گوشت بخورم اینکارو میکنم و میخورم :)
البته ناهار روز بعدش رو بدون گوشت بود فقط آب و سیب زمینی بود :)
ولی جات خالی خیلی خوشمزه بود :))

پاسخ:
قربان واران باانووو:)

ای جانم سبزی خوردن به اون خوشمزگی :|
:)
آب آبگوشت :))
نوش جووناجوونت.
مررسی :)
۲۰ آذر ۹۶ ، ۱۱:۵۳ ماهی کوچولو
یعنی باهات صحبتی ندارم درسته من از مالیدن دنبه به دست و پا بدم میاد :)) ولی خوردنش رو دوست دارم غذاهای حاوی دنبه نیز دوست دارم در نتیجه آبگوشت نیز دوست دارم البته بهترین نوع و محبوب ترین نوع دنبه اونیه که بین کباب چنجه حسابی سوخته باشه خیلی خوبه لامصب
و اینکه چه استاد نامردی خدایی و چه دانشجویی البته :)) بفهمی نفهمی حقش بوده 
پاسخ:
دنبه!!!؟؟ واقعااا دنبه :| منم حرفی ندارم :))
نووووووووووش جانت. وسط کباب شاید سالی یه باررر 
خیلی نامردا اصلا این بشر ضدحاله کلا :) آیلااار :)))
واااای عجب ضایعش کرد! 
پاسخ:
خیلیاااا یعنی نبودین که اوونجااا
:|
پاسخ:
حق میدم 
اول اینکه من آبگوشت رو دوست دارم ولی نمی فهمم دوستان فارس زبان چرا بین آبگوشت و دیزی تفاوت میذارن مگه یکی نیستن؟؟ :)
کار دانشجو که خیلی لوس بازی بود ما اون سال ها شماره ی استادمون رو بعد از فارغ التحصیلی تونستیم بگیریم!
ولی کار استاد از اون هم بد تر بود!
گیرم یه دختر بیست  ساله لوس بازی در آورده میتونست خیلی محترمانه و خصصوصی بهش تذکر بده نه اینکه تو جمع آبروش رو ببره!
واقعا فاز بعضی از استادا چیه نمی فهم!
پاسخ:
فرق نداره؟؟ داره؟؟ اونایی که دوست دارن جوابگو باشن لطفا :))
لوووساا. اووووه لالا چه لاکچری :)
دیگه دیگه اونم روالش ضایع کردنه.
:)))
۲۰ آذر ۹۶ ، ۱۹:۳۴ פـریـر بانو
وای پروردگارا! :)))
پاسخ:
یا رب :))))
استادم، استادای شما:))
دانشجو، فقط هم دانشجویی های قبلی بنده
در دانشگاهم، همش میگفتند استاد نمره
اخرشم، سر درس سختها مثل استاتیک
پاسخ:
بلی بلی :)))
شما دانشگاه تدریس میکنید؟؟
استاتیک..
چه استاد خفنی دارییییییییییین!!!
من که خوشم اومد ازش D:
پاسخ:
:)
از هموناییه که با همه اخلاقای خوب و بدش میشه دوستش داشت.
من، یک بار همین درس استاتیک رو سر یه کلاس های دانشگاهم
به مدت ۳ ساعت تدریس کردم،  خیلی خوب بود، از همراهی بچه ها خوشم اومد ، خیلی خوب بودن:)
یادمه سه تا تمرین حل کردم یه همون کششه تو وبم و یه  بالن و یه بال
هواپیما که هر سه تا کششونو حساب کردم
کلاً، اگرم استاد نشم، ولی مرد موفقی میشم:))
پاسخ:
خیلی هم خوووب :)
موفق باشید آقای استاد.
زنده باشید:))
من هنوز پیش استادهام هیچم
هیچ
قطره آبیم در برابر دریا:))
پاسخ:
:)
بابا تواضع :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی