"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)
و الان بیست و چهار :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

نويسندگان

خیلی خیلی معمولی

جمعه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۳۰ ق.ظ

حس میکنم امسال دیدارهای وبلاگی رونق گرفته، هر بار تعریف و توصیف روزی که با دیدار وبلاگی شب میشود رو میخونم، لبخند میزنم و زیر لب زمزمه میکنم: دیدار وبلاگی میرفتیم وقتی دیدار وبلاگی مد نبود. هیچ وقت نتونستم حس خوووب لحظاتی که کنار دوستایی که وبلاگ مسبب آشنایی هامون هست رو توصیف کنم، بقول نرگس: حس خوبش بمونه برا خود خودمون. راستش من یه واقعیت رو درمورد خودم کشف کردم اینکه کلمات و جملات نمیتوانند حس های من رو بیان کنند، از بیان گله دارم که چرا پست هایم رو با حرکات دست و نگاه هایم منتشر نمیکند. آدمهای وبلاگی، دوستی های وبلاگی اصلا هم عجیب و غریب نیستن، دیروز وقتی فرفره به دست جلوی نمایشگاه قدم میزدم و به حس دختری که فرفره ها رو با ذوق میفروخت فکر میکردم، از دور پسری که زردی کاپشنش بیشتر به چشم میخورد رو دیدم، یک آن ذهنم پنج شش سالی اسلوموشین طور عقب گرد زد، روزهایی رو یافت که دوستی های پشت مانیتور رو فقط متعلق به پشت مانیتور میدانست، در حالی که اینبار با کله از همون فاصله سلام کردیم، تا این حد آشنا. وقتی من رو با اسم فامیل صدا زد خنده ام گرفت، خانم ... من هم یکباری تلاش کردم با اسم فامیل صداشون کنم ولی تهش زبانم به گفتن "آقا رامین" راحتتر چرخید. ما زندگی وبلاگی نداریم بلکه وبلاگ گوشه ای از زندگیمان هست. عمرِ بُهت و عجیب بودن دوستی ها و آدمهای وبلاگی فقط و فقط تا دیدار اول است و بس.

موافقين ۱۰ مخالفين ۰ ۹۶/۱۲/۱۸

نظرات  (۲۳)

منم وقتی ثریا رو دیدم همین حس رو داشتم،انگار رفته بودم تو دنیای وبلاگها:)) 
حس خوبی داشت:) 
عیدت مبارک گلم⚘
پاسخ:
دنیای وبلاگ تا اولین دیداره و بس :))
میدونم چی میگی :)
مرسی جانم.. عید تو هم مبارک 💜
حتما حس خوبی هست هر چند که ما تادحالا تجربه نکردیم این دیدار های وبلاگی رو :)
پاسخ:
خیلی خیلی خیلی خوووبه :) البته تاکید میکنم دیدار وبلاگی نه دیدار دوستای وبلاگی :)
من کلا با خواندنِ پست های مربوط به دیدارهای وبلاگی یه "هه" خفن طوری میزنم :)))) جمع کنید این بچه بازی ها ر :))) دیدار وبلاگی فقط دیدار وبلاگیِ من و حسین و یاسون! بقیه ش سوسول بازیه :)))))

ولی خا! تا باشه از این دیدارها. فعلا که ملت بیشتر از اینکه وبلاگ بنویسن، همدیگرو میبینن. فکر کنم وبلاگ نویسی هم به همین دیدارها زنده است! 
پاسخ:
آقای محترم موقعیت و امکانات رو هم در نظر بگیرید، دوما برا دخترا عمرا همچین شرایطی پیش بیاد، مگه اینکه پاشن بیان شهر ما اونم خب باز جنگل و دختر و تنها سخته!! هر چند دیدارای مام خیلی خوب و باحاله ما که کامل بازگو نکردیم😜 بععله :))

هیییییم خب قبول کنید دیدن دوستای خوب کلا حال خوب کنه :) ولی نه نه وبلاگ باید در هر صورت زنده بمونه :)
:))
باحاله دیدار وبلاگی.

پاسخ:
:)) 
خیلی باحال.
شمام که این سن و سال و عصا و این همه نوه نتیجه هنوز تجربه اش نکردین آخ آخ🙈🙈
ان شا الله این توفیق دیدار وبلاگی شامل دیگر وبلاگی ها که دیدار وبلاگی از جمله بنده شاملشون نشده، شاملشون بشه.
پاسخ:
آره ایشالا :)
۱۸ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۴۹ مریــــ ـــــم
عععععععع
چه باحال
:)))
عاغا منم میخوام
کاش بتونیم همو ببینیم
پاسخ:
دیدن تو حتما خیلی باحاله، اونوقت شاید وضع برعکس شد و من شیطونتر از تو دیده شدم. :))
:/
پاسخ:
؟؟ هاااا ؟؟
۱۸ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۳۰ פـریـر بانو
قشنگه این دیدارها...
من هر وقت بچه‌ها رو می‌بینم اون بین خیلی از پست‌ها و کامنت‌هاشون یادم میاد... یه حس جالبیه... انگار این آدم‌ها سوای آدم‌های دنیای واقعی هستن... یه جور عجیبیه... واقعی هستن و نیستن... مثل همه هستن و یا وحود مثل همه بودنشون بازم ویژه‌ان! این عالیه ^_^
پاسخ:
من حتی حس میکنم واقعی ترن :) خیلی ویژه خیلی..
ماها فقط خودمون میتونیم همو بفهمیم!!
اینطور دیدار ها به نظرم خوب نیست .
از نظر من یک گروهی باید جمع بشن و یک روز هماهنگی کنن و یک جایی رو در شهرشون گیر بیارن و سپس همه باهم قرار بذارن و برن اونجا و چیزهای بخورن و با هم گپی بزنن .
این دیدار خیلی بهتره . میشه همه باهم جمع بشن و برن سینما و فیلم ببینن و بعد برن جای دیگه نقد و بررسی اش کنند .
تکی تکی یکم یه جوریه . اسمش رو نمیشه دیدار وبلاگی گذاشت . بیشتر صمیمیت وبلاگی هست و دیدار شخصی از نظر من
پاسخ:
من یکی که ترجیح میدم دوستام رو گلچین شده ببینم، حالا میشه همین گلچین رو در قالب گروه هم اوکی کرد ولی خب باز بنظرم مشکلی نیست. رفتم نمایشگاه کلی غرفه خووب حس و حال خووب، دیدن کارای خووب و در کنار همه اینا دیدن یه دوست وبلاگی خووب میتونه تکمیل کننده عالی بودن یک روز بشه مگه غیر از اینه؟!!
ولی دوستی های وبلاگی من اصلا خاطره های خوبی نشدن واسم. هر کدومش تهش یه جوری شد که نباید می شد 
پاسخ:
عه!!! چه بد...
نمیدونم چرا اینجوری شده ولی نباید میشده. 
اصلا میام برات خاطرات خوب خوب میسازم :))
دو تا پری به هم برسن چی میشه :)))
پاسخ:
واقعا چه شود ^__^
یعنی عالی ها عالی... 💜💜
فرقش چیه؟!
:/
پاسخ:
دوستای وبلاگی یعنی همون آدم های وبلاگی گلچین شده اطرافمون :)
خب بلاگر ها گروهی جمع میشن که میشه دیدار وبلاگی دیگه . ده تا از صمیمی ها جمع میشن یه جا .
قشنگه به هر حال .
ولی بعضی ها هم دوست دارن ارتباط پشت مانیتور بمونه :)
پاسخ:
به هرحال نظرها متفاوته، جمع کردن ده نفری که همه با هم دوست داشته باشن دیدار داشته باشن هم سخته هرچند بشه که خوبه :)
اوهوم...
اینجا باید به بیان بگیم برای انتقال پیام حرکت دست های نویسنده یه کاری کنه :)
پاسخ:
میدونستم شما تنها کسی هستین که به این نکته توجه خواهید کرد. :))
دوست داشتنی تر میشه وقتی دو سه نفری که همدیگه رو می بینن، آدمای نسبتا منزوی و کم دوستی باشن :)
.
در کل ما که لذت بردیم از دیدن حسین و تد. و دوست دارم یه چهار پنج نفر دیگه رو هم ببینم یه روز.
پاسخ:
دوساعته جواب نوشتم دستم خورد پرید😢😢 :||
هیییییم نمیدونم. من در ظاهر آدم منزوی نیستم ولی بعضی وقتها منزوی بودن رو حس میکنم. درمورد من از همکلاسیای دانشگاهم حرف بزنی همه به به چه چه میکنن چون با خیلیا سلام علیک داشتم ولی خب تهش برام پریسا و مهدیه مونده. بنظر من کیفیت در دوستی مهمتر از کمیته. هر چقدر فکر میکنم نمیتونم زیاد موافقت کنم. :))

بله بله دیدار شماها که رسما تور شمال گردی و قبلش تهران گردی و از این حرفا بود. :) دیدن دوستای دوست داشتنی لذت بخشه، حالا دوستای دوست نداشتنی نداریما. حالا من یه چیزی گفتم دیگه :)
چه کامنت مسخره ای دادم :))) حالم به هم خورد ازش دی:

پاسخ:
این کامنت های به اصطلاح مسخره از نظر فرستنده کامنت، اگه فرستنده اش من بلشم برام دو حالت داره: 1. میرم کامنت مسخره ام رو میخونم هی و هی حالم ازش بهم میخوره 2. فقط میفرستم نمیتونم بعدا برم بخونمش، با صفحه ای که شامل کامنت مسخره امه سعی میکنم روبه رو نشم، دیده شده به محض رویت گفتم: بررررو بابااا
۱۹ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۱۵ عاشق بارون ...
من دوست دارم عمر اون بهت و عجیب بودن دوستی‌ها و آدم‌های وبلاگی خیلی خیلی طولانی باشه. :)))
ولی خوندن پست‌های دیدارهای وبلاگی رو خیلی دوست دارم. :)
پاسخ:
تاحدودی موافقم اونوقت لحظه دیدار خیلی جذابتر خواهد بود. ^__^
اوهوم خیلی خوب مینویسن بچه ها :)
کیفیت بهتر از کمیته. حرفی نمی مونه :)
.
تا الان یه هشت نُه باری خوندم کامنتم رو. دیگه نگاش نمیکنم :))
پاسخ:
خوبه :)

:))) حساس نشید، مسخره نبوداا :)
وبلاگ نقش خیلی خیلی مهمی توی زندگی من داشت. واقعا عجیبه اینهمه تاثیر در ابعاد مختلف زندگی! دوستی ها وبلاگی خوبی هم داشتم انصافا.

خیلی خوشحالم که سنم طوریه که در دوره رونق وبلاگ نویسی رو درک کردم.

پاسخ:
خوبه خوبه :) همین که راضی هستین عالیه...

به سن وبلاگ نویسی فکر نکرده بودم :)
حالا هی بگید شماها :|
شاید یکی یه شهر دور افتاده اتاقش کنکوری باشه درس بخونه هیچکیم نتونه ببینه :|

البته این نیز میگذرد:)))) سال دگ میام پیشتون :دی
پاسخ:
نه که من ناف تهرانم :)) اتفاقا بنفش قلب قرمزی منم همه این دوران رو گذروندم و بعدش تجربه دیدار وبلاگی داشتم، راضیم از زمان از نزدیک دیدن دوستای وبلاگیم :)

حالا کجایی شما؟؟ دورافتاده ترین از من؟؟

سال دیگه هم خوبه👍
عزییییییییییزممممممم 
اقا رامین گل^___^ با سعادتیدا خانوم:))
[به وبلاگ رامین خواهد رفت]
پاسخ:
بله بله باسعادتم من *__*
حتی یه درصد هم احتمال با سعادت بودن آقا رامین وجود نداره عایا؟؟ :))
پاشو بیا تبریز دیگه :| چیه چپیدی تو تهران و شدی کفتر باز!
برو برو :) منتظرم جوابتو بده منم از نگرانی دارم :|
حالا در مورد با سعادت بودن هر شخصی با خودشون مذاکره میکنیم:-D 
یه کفدر باز نشده بودیم اونم به حول قوه شدیم:-D

ایشالا که حالشون خوبه
پاسخ:
اینم حرفیه :)
خب چیکار کنم خودت کفتر به دست افتاده بودی به جون خیابونا :))

ایشالا...
با ذکر میخوام میخوام سراغ پست قبلی می‌رود :|
پاسخ:
با ذکر موخام موخام میره سراغ کامنت بعدیت :|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی