"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"پری.ص"

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)
و الان بیست و چهار :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

نويسندگان

صندلی داغ

چهارشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۰۰ ق.ظ

دل رو به دریا زده و روی صندلی داغ مینشینم. :)

برای اطلاعات بیشتر اینجا وب حریر بانو.

موافقين ۶ مخالفين ۰ ۹۷/۰۱/۰۸

نظرات  (۵۶)

از بین بچه های وبلاگی کیو دوست داری بیشتر از همه؟ یه اسم بگو فقط :دی

از سوال خودم بدم مباد:/ :))


پاسخ:
یه اسم... همین اول کاری سخت شروع کردیا، تا شب ببینم چه میکنی :))

واما جوابت: با اینکه بلاگرهایی که دوست دارم کم نیستن ولی سه تا گزینه اول دارم. دونفر که از اولین روزهای وبلاگ نویسیم بودن و دوست دارم همیشه همیشه باهاشون دوست باشم. یکی "نرگس(نیگس) سبز" و دیگری "آقا رامین" و سومی که تو بیان آشنا شدم "لیلی".

و اما حالا اگه بنا به فقط و فقط و فقط یه اسم باشه خب سخت بین شما سه تااا آخه "آقا رامین".

و حالا حرف از دوست داشتن وبلاگی شد باید اسم "سارا" و "خانم دکتر" هم بگم. :)

بد نبود. :)
دوست داری مثل کدوم شخصیت های کارتونی بشی؟
و عصبانیتت و دوست داشتنت رو چگونه بروز میدی؟
پاسخ:
کلا اینکه جای کسی یا شخصیت کارتونی فیلمی چیزی باشم برام جذابیت نداره و مورد خاصی نیست. ولی هنوزم عاشق کاتون "هایدی" و "آنشرلی با موهای قرمزم". آهنگ گوشیمم تیتراژ آنشرلیه :)

اینا بیشتر تو موقعیت مشخص نشون میده ولی درکل دوست داشتن تو چشام جمع میشه یه برقی میگیره و به طور خاصی بروز نمیدم فقط گیج بازیم زیاد میشه و عصبانیت هم دو مدل یا به عالم و آدم گیر میدم تا یه جوری داد و بیداد کنم خالی شم. یا همون تو لحظه اوج میگیرم و زمین و زمان رو بهم میریزم.
می‌خواستم از دسته سوالاتِ ""اگه بلاگستان یه چیزی بشه و فقط بتونی سه نفرو نجات بدی"" بپرسم که جوابت به نرگس جواب این سوال رو هم شامل می‌شد و هیچ :دی

علی‌الحساب اینو جواب بده تا باز بیام بپرسم :))
اگه این دوتا بیان خاستگاریت کدوم رو انتخاب می‌کنی:
پولدار و خوشتیپ اما تا حدی مغرور و یه کوچولو هم دروغ می‌گه یه وقت‌هایی.
قیافه معمولی با وضع مالی متوسط که می‌ره به سمت بی‌پولی ولی بچه‌ی خوبیه.
پاسخ:
بله بله منتظر این سوالت بودم حتی :))

دروغ رو نمیتونم تحمل کنم، افسرده میشم. خب بالطبع دومی رو خودمم میرم کار میکنم کمک زندگی شه. درکل من قیافه هایی بنظرم جذابه که هیشکی دوستشون نداره :)) پس طرف حتی میتونه بنظر بقیه زشت هم باشه..
۰۸ فروردين ۹۷ ، ۱۰:۰۱ مریــــ ـــــم
اگه میتونستی با یه سلبریتی ازدواج کنی ،کیو انتخاب میکردی؟؟
خارجی یا داخلی مهم نی.ولی چون سال حمایت از تولیدات داخلیه بنظرم رعایت کن
:))
تنها سوالی به ذهنم رسید
:|
پاسخ:
هیچکدام :| صراحتا هیشکی. زندگیاشون یه جورایی زیر ذره بینه که دوست ندارم.
اصلا خارجی ها رو نمیشناسم :))
اگه ۱۰۰ میلیون پول داشته باشید و بایدم حتما خرجش کنید همشو و به نیازمندانم نمیشه باهاش کمک کرد، چیکارش میکنید؟ :)
پاسخ:
خیلی کارا...
خونه میخرم برا خودم.
ماشین میخرم.
آقا صدمیلیون که زیاد نیست اصلا نمیشه دوتا کار کنم باهاش حتی..
من تو تخیلاتم یه میلیارد میخوام براش نقشه هم دارم :|
دزدی کردی تا حالا؟:دی

حتی در بچگی و یه چیز خیلی کوچیک
پاسخ:
صبر کن فک کنم.........

آره با دخترعموم یه نخ از سیگار خاله ام رو کش رفتیم اونم از پشت آتیش زدیم خراب شد :|

احمقانه ترین سوالی که تا حالا ازتون پرسیدن چی بوده؟
پاسخ:
بچه بودیم، دخترعموم موهاش پسرونه بود و قیافه اش هم گرد و یه نمه ضمخت، یکی از فامیلامون هی به شوخی و الکی میگفت: این دختره یا پسر؟؟ نه بابا پسره حتما. ازم نظر پرسید منم جواب ناجور دادم :| 
آخرین باری که پیش خودت فک کردی عاشق شدی کِی بوده؟
پاسخ:
چندوقت پیش بود، تقریبا یه ماه پیش شاید، بعدش کلی به خودم خندیدم :))
من آدم سخت گیریم یعنی برا خودم سخت گیر...
عاشق شدنمم چهارچوب خاص خودشو داره.
خب چالش اصلیشم همینه که نه اونقدر زیاده که بشه باهاش به رویاها رسید، نه اونقدر کمه که نشه هیچ کاری کرد دی:
پاسخ:
خب پس بیخیال خونه میشم..
یه ماشین معمولی میخرم مثلا 206. با بقیه اش میرم مسافرت خارج مثلا ایتالیا.
از اون تیوپ مانندا هستن توش کلی توپ رنگی میندازن و میپرن وسطش اون یکی از عقده های بچگیمه از اون میخریدم، الانم میتونما ولی دوست دارم یکی برام بخره و ماکت کره زمین.
اگه پسر بودی، عاشق چحور دختری میشدی؟
و الان که دختری، عاشق چجور پسری میشی؟
+منظور از «چجور»، رفتارها و گفتارها و ... میباشه.
پاسخ:
بنظرم دنیا هیچ چیز با ثباتی نداره مثل رفتار که شکل کلیش احتمالا یکم ثابته و مثل نظرهای من که در لحظه است و شاید بعدا تغییر.

- دختر: شیطون و بلا باشه، حتی قیافه اش بهم آرامش بده، غیرتی باشه، مامانم رو دوست داشته باشه، کدبانو باشه و ... 

- پسر: رسا حرف بزنه، غیرتی باشه، چشم و دل پاک باشه، غُد باشه، مامانشو دوست داشته باشه، برا کار کردن تنبلی نکنه، نچپه تو آشپزخونه و بهمش بزنه، دماغش دخترونه و ترجیحا عملی نباشه، رو قول هاش بمونه، الکی بهم گیر نده و ...

+ در این حد ذهنم یاری کرد.
:)))

احساس میکنی از زندگی و از بقیه عقب موندی؟ اگ اره از کدوم جنبه؟
پاسخ:
یه مقطعی آره همچین فکری میکردم ولی الان نه راضیم..

اگه با همین روال پیش برم و بتونم هدف هام رو تحقق ببخشم خوبه فقط خدا کنه مشکلی پیش نیاد.

میدونی من این عقب موندن یا تو مسیر حرکت کردن رو در گرو سر موقع انجام پذیرفتن کارها و آرزوهام میدونم. بنظرم نیاز به تلاش بیشتر دارم فقط.
۰۸ فروردين ۹۷ ، ۱۰:۲۶ مریــــ ـــــم
:|
خیلی بی ذوقی
فرض هم نمیتونی بکنی؟

پاسخ:
باشه ها یه لحظه صبر کن فکر کنم....

اگه قدیم بود دوست داشتم با مرحوم "منوچهر نوذری" زندگی کنم.

الان سیلیبرتی نه ولی "اوباما" هم دوست داشتم زندگی باهاش رو تجربه کنم.
بر فرض من و شما در یک دیدار بلاگی دو بستنی قیفی خریداری میکنیم و شروع به نوش جان کردن میکنیم و بنده یک لحظه
شیطونیم گل کند و سر بستنی قیفی شما رو نوش جان کنم، شما
اون زمان چه واکنشی نشون میدین؟
پاسخ:
خب و اینم باز بستگی به همون طرف مقابلم داره که کی باشه الان مثلا شما اینکارو میکردین بهتون میگفتم "وا بی تربیت"
بعد بستنی هم میدادم دستتون بقیه اشم بخورید اصلا :)
۰۸ فروردين ۹۷ ، ۱۰:۳۴ آقای دیوار نویس
چرا رو این صندلی نشستی :|
پاسخ:
دوست داشتم ببینم دغدغه های بلاگرا درمورد دوستاشون چیه :)
شاید این. شایدم یه لحظه جوگیر شدم..
چه مهربانانه، والا من فکر میکردم با کیفتون میزدین پس سرم:))
پاسخ:
کیف که نه ولی شاید... نه نه اصلا خشونت چرا یه بستنی این حرفا رو نداره که :))
شما شیطون بلا بودنتون رو چطور ابراز میکنین؟
(ببخش یکم سوالم گنگه)
پاسخ:
ابراز کردن اگه منظورتون تظاهر باشه که هیچی، شیطون بودن یه چیز ذاتیه و امکان داره بعضا بروز کنه و بعضا نکنه اصلا و صددرصد متُد خاصی نداره و موقعیت ایجادش میکنه. یه نقشه یا طرح قبلی نداره :)
به نظرت بشار اسد خونخواره یا چی؟
اگه تظاهرات بشه واس اینکه بگن پولا رو جا سوریه، تو خود همین ایران خرج کنین شرکت میکنی توش ؟
پاسخ:
بشاراسد بنظرم خودخواهه.
تظاهرات و اغتشاش علاقه ای ندارم، ترجیح میدم همه پرسی شه. ماها خیلی آدمای جوگیری هستیم همیشه دعوا رو اولین کار میدونیم بنظر اصلاح کردن خیلی بصرفه تر از تخریب و دوباره ساختن همانطور که ایران بعد از سال 57 پیشرفت چشمگیری نداشت و حتی کلی هم ضرر کردیم :|
منو چقدر دوست داری؟:D
نه بذار جدی بپرسم:))
۱_مهم ترین شخص زندگیت کیه؟
۲_بهترین برهه‌ی زندگیت کی بوده؟
۳_ دوست داری چندسالگی رو تجربه کنی؟
۴_اگه قرار باشه ۳تا بلاگر رو از نزدیک ببینی دوست داری کیا باشن؟
۵_یه بیت شعر که خیلی دوست داری بگو.(۲نمره) :)) 
۶_جایی هست که دوست داشته باشی بری؟
۷_دوست داری کجا زندگی کنی؟
۸_ کار مورد علاقه‌ات چیه؟(تفریح)
۹_اگه مهندس نبودی(شغل الانت) دوست داشتی چکاره باشی؟
۱۰_یه جمله بگو.
۱۱_ بزرگترین ارزوت چیه؟
۱۲_ چه سئوالی دوست داشتی ازت بپرسم که نپرسیدم؟
موفق باشی جانم:)

پاسخ:
اندازه یه آغوش باز :)
1. بابام ولی تو دوست داشتن داداش دومم بابای محمدامین.
2. نوجوانی مزخرف ترین بود! یکم از بچگیم اونم برا من خوب بود و بقیه رو اذیت میکردم. درکل از 19 سالگی به بعد خوبه :) البته مشکلات که همیشه بوده که ایشالا نباشه.
3. همین با زمان جلو برم خوبه. ولی فاصله 52تا58 هم خوبه.
4. غیر از دوستانی که دیدم، دوست دارم جناب دچار رو ببینم، مریم و حریر. تو هم که سوال پرسیدی هیچ ولی خب تو رو دوست دارم تو خونه اتون ببینم.
5. من نخل شدم قرار شد خم نشوم//جز با تو و خنده هات همدم نشوم.... یک سیب دگر بچین و حوایم باش//نامردم اگر دوباره آدم نشوم. شد دو بیت :))
6. خیلی جاها... مثلا همین جنوب شما رو عاشقم و ندیدم هیچ وقت.
7. ایران تبریز خوبه :)
8. تفریح .... خیابون گردی و دید زدن آدما... شربت درست کنم بریزم تو بطری و با لقمه سبزی و پنیر و گوجه برم دشت، از اون دشت های سرسبز :). یه چیزایی درست کنم مثل کاردستی، ساختن چیزای جدید و متنوع جالبه. 
9. مجری تلویزیون و یا داروساز.
10. خدایا چنان کن سرانجام کار//تو خشنود باشی و ما رستگار
11. آرامش، نفس عمیق از سر آسودگی... 
12. سوال؟؟!! با دوستام و آدمای نزدیک زندگی درمورد چنددرصد از زندگیم واضح دردودل کردم.
مرسی.. تو هم موفق باشی ایشالا :)
خب اون سئوال اخری رو هم که خودت گفتی جواب بده:)
پاسخ:
تقریبا 5 درصد :)
چرا اینقدر مهربونی؟! :)
پاسخ:
:))) نمیدونم ولی آره مهربونم، هرچند الکی تظاهر میکنم به نامهربانی :)
و البته حافظه‌ی خیلی قویی داری :)
پاسخ:
:)) هم حافظه ام قویه و هم بعضا آلزایمرم عود میکنه :)
فکر کنم بستگی به اهمیت موضوع داره.
چه غذایی رو خیلی خوب درست می‌کنی؟! (امیدوارم کسی نپرسیده باشه چون کامنت‌ها رو نخوندم :|)
پاسخ:
خیالت راحت کسی نپرسیده :)
"ماکارونی" پری پخت زبان زد خاص و عامه😎😎
سرش را به میز می‌کوبد -_-
پاسخ:
به چه دلیل؟؟ :)
سرت حیفه.
۰۸ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۴۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
به به. سلام
1. همین اول کاری بگو ببینیم این آقاخشایار کجاست؟ و کی میاد؟D:
2. حرفه ای که دوست داشتی سراغش بری و به هر دلیلی نشده؟
3. به کی معذرت خواهی بدهکاری؟
4. حرف دل با که گفتنت هوس است؟
5. تو میدونی چرا خیلی وقته که میرزا نمی نویسه؟
6. تا حالا زدی تو گوش کسی؟
7. رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم به کی بگوییم؟
8. از حالایی که بهش رسیدی راضی هستی؟
9. با تعریف و تشویق کی خیلی ذوق مرگ میشی؟ :-))

پاسخ:
سلااام :)
1. دنبال اسب سفید. :)) نمیدونم والا
2. مجری گری تلویزیون :)
3. مامانم.. شاید کس دیگه هم باشه یادم نمیاد.
4. با کسی که بتونه به حرف بیارتم :)
5. نه اطلاعی ندارم. شاید بقول خودشون موضوع برا نوشتن ندارن
6. آره :)
7. رازه دیگه به هیشکی. 
8. تاحدودی.
9. کسایی که دوستشون دارم. دوستام و خونوادم.
چون دلم خواست :)))
ماکارونیِ پری پخت ^_^
پاسخ:
ایشالا قسمت شه :)
یعنی همون مهندسی پزشکی خودمون؟:)
اگه ریاضی بودم حتما همین رشته رو میرفتم:)
پاسخ:
بلی بلی خودشه :)
من تجربی بودم البته. 
سلام
۱. در جستجوی چی هستی؟ (اشاره به هدر وبلاگت)
۲. اهل پاستیل و چیپس و پفک و ترشیجات هستی؟
۳. بهترین و بدترین اتفاق زندگیت؟
۴. از چه چیزی خیلی شاد میشی از چی خیلی ناراحت؟
۵.شاغلی؟ شغلت چیه؟
۶. اهل کجایی؟
۷. بدترین فیلمی که دیدی و بهترینش؟
۸.با عمل زیبایی موافقی؟ اگه لازم باشه انجام میدی؟
۹.یه من ماست چقدر کره میده؟:))
۱۰.ازدواج سنتی یا اونیکےش چی بود یادم رفت:))؟
مرسی از جوابهاتون
پاسخ:
سلام :)
1. زندگی کردن. :)
2. چیپس اصلا دوست ندارم. پاستیل و پفک هم معمولی، ترشیجات هم معمولی کلا ذائقه خاصی ندارم تو خورد و خوراک تنوع دوست دارم.
3. واقعا سخته! بدترین 19 فروردین فک کنم 94 بود داداشم تصادف بدی کرد.  بهترین اتفاق تا الان؟؟!! خوب زیاد داشتم ولی عالی نمیدونم واقعا.
4. یکی احمق فرض کنه عصبی میشم. با نیش و کنایه حرف بزنن بدم میاد. دیدن فقر و جنگ غصه دارم میکنه.... خیلی چیزا خوشحالم میکنه، دیدن شادی عزیزام. گام های مثبت تو زندگیم برداشتن :)
5. آره. کارشناس تجهیزات پزشکی شبکه بهداشت و درمان 
6. یکی از شهرستان های کوچیک آذربایجان شرقی 
8. اگه لازم باشه خب آره سخت نمیگیرم. آره احتمالا.. شکرخدا بنظر لازم ندارم. :)
9. از این چیزا و ضرب المثل ها سردرنمیارم..
10. فکر نکنم سنتی ازدواج کنم. 
خواهش :)
یه سوالی ک همیشه دلت میخواسته از من بپرسی ولی روت نمیشده چی بوده؟ :دی
پاسخ:
و اما سوال؟؟!!
چرا بزرگتر از سنت فکر میکنی؟؟ آیا دست خودت نیست و طبیعت اینه؟؟ آیا تظاهر به بزرگ اندیشی میکنی؟؟ آیا دوست داری بیشتر به چشم بیایی؟؟ (همه اش سوال اول بقیه اش گزینه است!)

تونستی همونی که پولات رو جمع کردی بری ببینیش رو ببینی و همون آدم چند سالشه؟؟
۰۸ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۰۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
10. عزیزترین یادگاری رو کی بهت داده؟
11. کی و کجا از کاری که کردی به شدت خجالت کشیدی؟
12. چندتا بچه خوبه؟
13. دوست داشتی توی شهر دیگه به دنیا میومدی و زندگی می کردی؟
14. یه بیت شعر بنویس.


پاسخ:
10. عزیزترین یادگاری::: خودم یه نامه برا دوستم نوشتم و پستش نکردم اون و مامانم از مکه برام یه لباس مجلسی نارنجی آورده اون.
11. وقتی چهارم ابتدایی بودم یه خانم معلمی داشتیم خیلی دوستم داشت، بچه نداشت خودش جدیدا دوقلو آورده. خلاصه این هی از مامانم اجازه میگرفت منو میبرد خونه اش و موهامو شونه میکرد و ... وقتی خرداد تموم شد شماره خونه اش رو داد تا بهش زنگ بزنم از یه شهر دیگه بود، شماره اش رو گم کرد سال بعدش به حالت قهر گفت: مگه دوستم نداشتی که زنگ نزدی بهم. تهش بعدتر من فراموشش کردم ولی اون گویا جویای حالم بوده. الانم ازش اطلاعات دارم ولی شماره ای چیزی گیر نیاوردم، زود پیدا میکنم براش تلافی میکنم. 
12. سه تا دوتاش یه جفت دوقلو و یکی تکی
13. آره یه شهر بزرگتر از محل تولدم.
14. سوال 5 فرشته :)

قرار بود تیک خصوصی داشته باشه یادم رفت :|
حالا بهرحال
مگه واسه ریاضی نیست؟
پاسخ:
فرقی نداره :)
چرا برا ریاضیه ولی من دیپلمم تجربی بود کنکور ریاضی دادم.
مگه میشه از تجربی هم رفت مهندسی پزشکی؟ !!!
پاسخ:
من که خوندم تموم کردم، الانم کار میکنم :)
نسبت به سنم عقب ترم. و اصلا فکر نمیکنم که بزرگ تر فکر میکنم. نمیدونم چرا همه اینو میگن. و صادقانه وقتی اینو میگن احساس افسردگی میکنم.

پولامو جمع کردم و رفتم تهران که ببینمش. همه چی اماده بود ولی نشد. دو شبانه روز گریه کردم.
۲۸ سالشه

به این نتیجه رسیدم ک حالا ک از صندلی داغ کنار کشیدم بگم بقیه تو پست سوال خودشون ازم سوال بپرسن خیلی حال داد:دی
پاسخ:
خب شاید هم ایده آل هات بزرگن خیلی بزرگ :)

ای بابا :| 

و یه سوال دیگه؟؟
اون پوله یادته اون روز فکر کردی ریختن کارتت، به همین 28 ساله قرض داده بودی؟؟

بنظرم برگرد، سوالای خفنتری حتی میشه ازت پرسید. حتی یه تعدادی که هیچ وقت قرار نیست تو صندلی داغ شرکت کنند سوالای جالبی برا پرسیدن از تو دارن.
1. اگه قرار باشه خودت از خودت سوال بپرسی چی میپرسی؟ 
2. دوست داری بری به گذشته یا آینده؟ 
3. حاضری بعد از مرگت باز یه فرصت دوباره برای زندگی کردن بهت بدن؟ 
4. تا حالا دوست داشتی جای اشیا یا گیاهان یا یه حیوون باشی و جاش زندگی کنی؟ یا زندگی رو از دید اون ببینی؟ اگه اره، چی بوده؟ 
5. آخرین سوتی‌ای که دادی چی بوده؟ 
6. بولدترین خاطره‌ای که الان تو ذهنته چیه؟ 
پاسخ:
1. سوال 12 فرشته :)
2. نه اصلا الان خوبه :) با همه فراز و نشیب ها و رخ دادهای پیش رو تو لحظه زندگی کردن رو دوست دارم.
3. نه خز میشه :)
4. آره ... مثلا درخت، اره. مورچه. خیلی چیزا.
5. سوتی زیاد میدم. یکی از باحالاش بجای اسم یه شخصی که درموردش حرف میزدیم اسم یکی از بلاگرا رو گفتم :))
6. ابتدایی میخوندم زدم تو گوش نوه داییم رضا. 
نه اون و به یه بیست و نه ساله فپقرص داده بودم:)))))))))

نمیرسم. پانسیونم این روزا
پاسخ:
آها :))

عه.. حتی بعدا هم میشه :)) عجب سرتقی ام من.
دوست داری چی اختراع کنی؟
پاسخ:
اختراع که نمیشه گفت یه چیز توهمی همزمان تو دوتا جا حاضر باشم و صحنه های هردو هم که احتمالا مکمل همه و بعدا تحریف میشه رو همزمان ببینم :)
سلام :)
دیشب از دکتر چندتا سوال پرسیدم مشابه اونا رو اینجاهم بپرسم چطوره؟
اول اینکه، آخرین کتابی که خوندی چی بود؟ آخرین فیلم، آخرین آهنگ و آخرین شعر چی بودن؟ و کِی بود؟ و نظرت در مورد هرکدومشون چی بوده؟
دوم اینکه، اگه یه روز در قالب یه رهگذر جلوی روتون سبز بشم و بگم یه بیت شعر بخون تا بذارم بری چی می‌خونی؟
سوم اینکه، شده از کتابخونه کتاب قرض بگیری پس ندی؟ 
چهارم، آخرین باری که سرما خوردی کی بود؟ البته ماشالله یدطولایی در این قضیه دارین :)
پنجم اینکه، سفر کجا رفتی؟ یکی از خاطرات سفر آخرت رو بگو بخندیم.
ششم، اگه بهت بگن نوع مرگت و زمانش رو انتخاب کن، انتخابت چیه؟
هفتم، آخرین درخت یا گیاهی که خودت با دست خودت کاشتی؟
هشتم، نظرت در مورد وبلاگ‌نویسی، و اینکه چی شد وبلاگ‌نویس شدی؟ و چرا دوست داری همچنان وبلاگ‌نویس بمونی؟ 
اگه بخوای یکی رو قانع کنی که وبلاگ‌نویس بشه چطور این کار رو می‌کنی؟ و اگه بخوای یکی رو از وبلاگ‌نویسی منع کنی چطور؟
نهم، شده درسی بیفتی؟ چه دبیرستان چه توی دانشگاه؟ چرا و چطور شد؟ :)

پاسخ:
سلام :)
بله بله خوندم سوال و جوابای دکتر رو.
1. ناتور دشت(هولدن کالفید) و شازده کوچولو که هنوز تموم نشده :| لابه لاش چندصفحه گلچین شده از یکی از متاب های تاریخ معاصر آذربایجان. فیلم:: یادم نمیاد. آخرین آهنگ دو سه تا از چاووشی تکراری. یکی فرزادفرزین "پرواز". یکی هم بنیامین بهادری"عشق احساسه نه معادله". شعر: ارشاد اسلامی از بابا شعر خواسته، شعرهاش رو تایپ میکنم اونا و حافظ. درکل بد نبودن. من زیاد تو این چیزا موشکافانه درگیر نمیشم.. شاید بهتره بگم متاسفانه.!
2. حافظه شعریم داغونه با این حال: حتما یه بیت شعر خوب از مولانا میخونم.
3. آره. دبیرستان بودم از کتابخونه عمومی شهر گرفتم، الانم تو خونه است. خوندم بعدش بابام خواست بخونه بعدش یادم رفت پس بدم. یه کتابی درمورد "چادر سرکردن" و اینجور چیزا بود.
4. :))) سه هفته پیش فک کنم. فقط صدام گرفته بود. :)
5. آخریش تابستون بود رفتم تهران. خاطره آرش چهره امو نقاشی کرد گذاشتم وبلاگ. دیروز اومده بودن خونه امون گفتم: نقاشیمو بده. گفت: بد شده بود اون یه خوشگلترشو میکشم اونو میدم بهت بزنی اتاقت :)
6. اینو دارم صبر کنید لینک بدم اینهاش
7. گل بنفشه از باغ چیدم کاشتم تو گلدون. زیاد لطافت در حد عشق گل و گیاه بودن ندارم.
8. یه اتفاق بود فقط، حتی من نمیدونستم وبلاگ چی هست یهویی تو این مسیر قرار گرفتم. خوبه، خیلی خوبه، محیطش بنظرم خیلی سلامتر از بقیه شبکه های اجتماعیه. روح زندگی داره.. چون اینجا رو مثل خونه میدونم توش و با آدماش آرامش دارم.
9. ترجیح میدم دخالت نکنم، راستش اینجا بنظرم زوری حضور داشتن لذتی نداره، کیفش به همون هیجان دوست داشتن نوشتن در اینجاست.
9. دبیرستان نه ولی دانشگاه مدارمنطقی رو با 9.75 افتادم در حالی که قبل امتحان فکر میکردم باید 20 شم، البته ترم بعدش 19.5 شدم. روز قبلش بحران روحی داشتم.. فرجه اش زیاد بود حس خوندن نداشتم. اون روز دلم شکسته بود و اعصابم داغون بود. :)
سلام :)

موفق باشی در این کارزار
پاسخ:
سلام..

ممنون :)
خوش میگذره.
هر چی بپرسیم آزاده ؟؟
:))
پاسخ:
اینجوری گفتین یه جوری شدم. حالا میخوایید اول خصوصی بپرسید :))
😂
نه میخواستم بترسونمتون 😁
پاسخ:
بپرسید بابا 😎😎😎 من خیلی هم شجاعم :))
چندتا جدید یادم اومد:))
۱۳_آهنگ باکلام مورد علاقه‌ات؟ اهنگ بی کلام مورد علاقه‌ات:)
۱۴) شاعر مورد علاقه‌ات.
۱۵_ خواننده‌ی مورد علاقه‌ات.
۱۶_رنگ مورد علاقه‌ات.
۱۷_ماشین مورد علاقه‌ات.
۱۸_نویسنده‌ی مورد علاقه‌ات.
۱۹_به خودت از ۱ تا۱۰ چند میدی؟
۲۰_ بهترین و بدترین ویژگیت از نظر خودت؟
۲۱_ خشایار رو چقدر دوست داری؟:))
۲۲_بدترین و بهترین ویژگی من به نظرت چیه؟
۲۳_ نظرت در مورد انتقاد چیه؟ تندترین انتقادی که به یه نفر کردی رو یادته؟
۲۴_یه لغت که ازش خوشت میاد و یه لغت که ازش متنفری.
۲۵_ غذای مورد علاقه‌ات.
( تا حالا تو عمرم انقدر سئوال نپرسیده بودم:))) )


پاسخ:
خیلی هم خوووب :)
13. فرشته باجی اینا بسته به حس و حال روحیم دارم.
14. شعرهای مولانا رو دوست دارم.
15. چاووشی دوست دارم. اوصولا اینم یه خواننده خاص مدنظرم نیست. اون ور منصور دوست دارم. گوگوش دوست دارم، مهدی یراحی خوبه :))
16. یاسی و راه راه سیاه و سفید.
17. بچه بودم ماتیز دوست داشتم.. الان ماشینای خارجی زیادم فرقی نداره :)
18. نویسنده مورد علاقه!! آقا شخص کلا برام مهم نیست یعنی اصلا اسماشون یادم میره. اون پائولو کوئلو مثلا خارجی. داخلی هم واقعا اسم یادم نمیمونه اصلا..
19. بهر خودم 8:5 میدم 
20.بهترین: میتونم آدمای بد زندگیم رو تا یه حدی ببخشم. فک کنم حسود هم نیستم.
بدترین: همه چی یادم میمونه. زود عصبی میشم. یه اخلاق هم خوب هم بد: رُکم 
21. آقا احسان هم نمیدونم اسم خشایار رو از کجا درآورد :)) به وقتش خیلی خیلی زیاد، میشه قسمت بزرگی از زندگیم :)
22. تو... آرومی، مهربونی ولی زرنگی، از دست کمکی بربیاد دریغ نمیکنی. بدترین: حس میکنم یکم زیادی محافظه کاری :)
23. انتقاد اگه طرف انتقاد پذیر باشه خیلی هم خوب و دوستانه است. همون که بهش گفتم: تو استاد اینی که خودت رو از چشم بندازی.
24. "جانِ دل" با احساسه. لغتی که بدم میادامه "عوضی"
25. اینم باز ثابت نیست. ماکارونی، قیمه، دلمه 
عزیزم :)))

اگه آقا خشایار بگن دیگه نباید بری وبلاگستان چیکار میکنید؟
آقااا چی شد این شیرینییی مااا ://
پاسخ:
الان همه فکر میکنن خشایار واقعا شخص خاصیه :))
خب احتمالش زیاده که اگه بگه نیا، منم نیام. ولی خب سعی میکنم اگر خشایاری در کار بود قبل از شروع زندگی مشترک در این مورد باهاش به نتیجه برسم :)
خب چیکار کنم باید قسمت شه تا منم شیرینی بدم. و اینکه حالا حالاها فکر نکنم به شیرینی برسید، دلتونو صابون نزنید.  :)
پری من سوالی ندارم فقط الان اومدم دیدم اینجا رو و گفتم یا خداااا :/ نوبت من دیگه قراره چی بپرسید:/ 
چقد مردم سوال دارن بسه آقا :دی
پاسخ:
:))) نوبت تو هم خیلی باحال میشه :))😍😍
نه بابا حالا جون گرفته چیکارشون داری :)
من دیر کردم انگار ولی دوست دارم چن تا سوال بپرسم ازت....

تا حالا دروغ گفتی تو فضای وبلاگت؟
چقدر اینجا خود واقعی ات هستی؟
چرا منو دوست نداری؟ :)
بترین هدیه ای که گرفتی چی بود؟
هدیه ی من چی شد راستی؟
عکسایی که نرگس گرفت تو دانشگاه چی شد؟ به تاریخ پیوست؟؟
بدترین درسی که به زور پاس کردی چی بوده؟
بهترین وبلاگی که الان داری دنبالش می کنی به  خاطر نوع نوشته هاش وب کیه؟
به چه سوالی اصلا حاضر نیستی جواب بدی؟
عاشق شدی تا حالا؟
پاسخ:
خیلی هم خوب کاری کردی :)

من وقتی تو بیان حتی یه "و" نوشتم، زمانی بود که به خودم قول داده بودم تو عمرم تمام سعیم بر همیشه صادق بودن باشه :)
- هیچ وقت نقش بازی نکردم و نمیکنم. ولی با این حال شاید باز با دنیای واقعی یکم فرق داشته باشم.
- چرا اینطوری فکر میکنی، خیلی هم دوستت دارم فقط من بلد نیستم دوست داشتنم رو درست بیان کنم.
- آخرینش شاید هدیه محسوب نشه ولی عیدی سر سال تحویل امسال که دایی داد، انگار تلافی تمام سال های عمرم که دایی نداشتم بود. 
- یعنی هفته ای چند بار بهش فکر میکنم، فروردین نمیتونم ولی زود بهونه ای میشه برا مجدد دیدنت :)
- نه نه میرسه دستت، یعنی نرگس میده ولی فعلا واقعا میدونم موقعیتش رو نداره.
- آیه درس بود الان اسمش یادم نیست، فکر کنم اختیاری بود. با استاد میلانی در عین ناباوری 14 شدم :| یعنی اینقدر چرت و پرت نوشته بودم خودمم گیج شده بودم اصلا نمیتونستم حدس بزنم چند میشم.. البته کلاسش ارائه داده بودم تقریبا خیالم از قبولی راحت بود. 
- فیش های دچار خوبن ولی جدیدا زیاد باب میلم نیستن. حورا همیشه خوب حرف میزنه، چه کامنتاش و چه پست هاش.
- الان بالا به سوالای آقای صفری کامل جواب نخواهم داد.
- عشقی که بخوام درگیرش بشم و فکر وصالش نه.
1- من سوال خاصی به ذهنم نمیرسه الان باید چی بپرسم؟
2- اگه یه بار دیگه صندلی داغ برگزار بشه شرکت میکنین
3- دمای صندلی داغ شما تا میزان بالا بود به نظرت
4- تا حالا شده یه حرفی رو از احساس بخوای به کسی بگی و نتونستی؟(مثلا ابراز علاقه)
5- دوست داری عاشق بشی؟
6_انگیزه ات از وبلاگ نویسی چی بود؟ هدف اصلی؟
7- اگه یه ماشین زمان بود که 10 سال به گذشته یا به آینده می برد
و مجبور بودی یکی رو انتخاب کنی ، کدوم رو انتخاب میکردی؟

پاسخ:
1. اینکه من چرا اینو از کسی رو صندلی داغ نشسته میپرسم؟؟
2. احتمالا آره.
3. متوسط بود مثلا 65 درصد.
4. آره و نگفتم :)
5. آره. به خودم قول دادم از بین کسایی که بهم ابراز علاقه میکنند اگر بتونم کسی رو دوست داشته باشم منم در مقابل میگم دوستش دارم.
6. اولا انگیزه خاصی نداشتم، اتفاقی وارد این مسیر شدم. ولی بعدترها حس کردم جای خوبیه برا خالی شدن، برای کسب تجربه یا ...
7. آینده رو... برگشتن به عقب رو احمقانه میدونم

۱. از زندگی چی می‌خوای؟
۲. بدترین و بهترین خصوصیتت چیه؟
۳. تصورت از زندگی بدون هنر چیه؟
۴. اگر بخوای یه دورهمی وبلاگی بذاری کدوم بلاگر‌ها رو دعوت می‌کنی؟
۵. اگه بخوای یه کتاب به کسی هدیه بدی کدوم کتاب رو می‌دی؟
۶. چه کادویی خوشحالت می‌کنه؟
۷. تلخ‌ترین و شیرین‌ترین خاطره‌ی دانشگاهیت رو بگو
۸. اگه بگن دستت رو تا آرنج فرو کن تو آب جوب بهت یه میلیون می‌دیم این کار رو می‌کنی؟
۹. بر اساس جوابی که به یکی از کامنت‌ها دادی، چرا مهربونیت رو بروز نمیدی؟
۱۰. منطقی بودن بهتره یا احساساتی بودن؟
۱۱. اگر بهت همین الان فرصت سفر رایگان داده بشه کدومش رو انتخاب می‌کنی؟ استانبول؟ مشهد؟ لس‌آنجلس؟
۱۲. اگر یه قدرت بهت داده بشه که بتونی در سطح جهان یه حرکت بزرگ انجام بدی چیکار می‌کنی؟
۱۳. دوتا از ویژگی‌های مثبت و منفی من از نظر تو چیه؟
۱۴. اگر بهت بگن ۲۴ ساعت دیگه دنیا نابود میشه، چه کاراهایی تو این مدت زمان انجام می‌دی؟
۱۵. دوست داشتنی‌ترین وسیله‌ای که داری چیه؟
۱۶. به نظرت آدم خوبی هستی؟ :)

تامام. بیشتر از این خسته می‌شی :دی

پاسخ:
1. زندگی کردن :)
2. سوال 22 فرشته.
3. کسل کننده و بی روح.
4. لیلی، حریر، فرشته، مهدیس، صخره، آقاگل، آقاابوالفضل، میرزا، تد. خودمم نمیرم :)
5. کتابی که خودم خوندم، حالا هرچی.
6. یکی هنر دست خودش رو کادو بده بهم بیشتر به دلم میچسبه :)
7. تلخترین صددرصد با اختلاف فوت علی زمانپور توی قطار تبریز مشهد بود. بعدش دعوام با سویل و بهروز :)) البته شستم و رُفتم و پهن کردم و الان شده خاطره. خاطره خوب زیاد دارم الان ذهنم یاری نمیکنه، شاید دوسال همایش پشت سر هم.
8. اگه میلیون رو لازم داشته باشم آره.
9. بلد نیستم :)) و اینکه بنظرم نباید محبت رو جار زد.
10. هیچ کدوم!! من اوصولا تو این مورد خیلی مشکل دارم ولی بیشتر منطقی برخورد میکنم حتی با له شدن احساساتم توسط خودم :|
11. لس آنجلس 
12. هرچی جنگه نابود میکنم، همه جا صلح برقرار میکنم.
13. تو در حد توانت چه بزرگتر و چه کوچکتر از خودت رو راهنمایی میکنی.. جدیدا رُک تر از قبل شدی دوست دارم.. و اما منفی: بعضا زود ناراحت میشی.
14. گیج میشم و هیچ کاری نمیکنم :) شاید برم یه دل سیر آدمایی که دوستشون دارم رو نگاه کنم.
15. دفترچه یادداشتم :) کادوهایی که گرفتم.
16. آره هستم.

مرسی جانم، سوالات خوب بودن.
سوال کلاً خصوصی:
اگر یکی از پسر های بلاگری بهت بگه عاشقته و دوست داره، چی
جوابش میدی؟
مثلا از اون پسرها که بیشتر میشناسیشون تو بلاگ، مثلا ۱ ساله وبت
میان و نظر میزارن.
و
چندتا خواهر و برادر مجرد و متاهل و بچه دار داری؟
و
یه کد بانوی ماهر از نظر خودت هستی؟
و
نظرت درباره دروغ گوها و دروغ گویی؟
پاسخ:
اینا رو یکی که میشناسم میپرسید احتمالا جواب میدادم ولی برا شما ترجیح میدم جواب کامل ندم :)

درباره ازدواج بلاگرا وب بانوچه نظر جامع و کامل دادم.
 
کدبانو ماهر نه.

دروغگو دشمن خداست.
۱. چرا حریر بر خلاف قبلیا توی وب خودش صندلی داغ تو رو جداگونه اطلاع رسانی نکرد؟!
٢. توی جوابات به نرگس و یه دوست دیگه ت در مورد بلاگرای دوست داشتنی و اونایی که می خوای ببینیشون قبلا توی یک صندلی داغ طور دیگه چند تا گزینه ی دیگه هم داشتی. چرا اونا الان نیستن؟!
٣. به نظرت چقدر اختلاف سنی مناسبه بین زن و شوهر؟!
پاسخ:
1. میخواستم ارجاع بدم به حریر که خودش قبل از من توضیح داد :)
2. چون فقط سه تا خواست وگرنه چندتا دوست خوب دیگه هم دارم.
3. از هشت سال تا همسن مشکلی نیست. ولی خانم حتی یه روز هم از آقا بزرگتر نباشه. 
 :)
@ابوالفضل 
من مطمئن بودم شما یه جا به این نکته اشاره می‌کنین!!!
قرار نیست من همه‌ی صندلی داغ‌ها رو اطلاع رسانی کنم. 
فقط توکا رو گفتم چون شروع بازی بود و اولین نفر
دکتر میم هم اطلاع رسانی نبود و صندلی داغش تو وب من برگزار شد و نمیشه اسم اون پست رو گذاشت اطلاع رسانی!

درسته از پری پرسیدین اما یه طرف مهم قضیه منم و لازم دونستم جواب بدم.
پاسخ:
قابل توجه آقاابوالفضل :)
چه خوب که من شرکت نکردم :|
پاسخ:
خیلی عقلی کردین :)
واقعا منم نمیدونم چند درصد از جوابا رو درست دادم و فردا نگم: وا نه اینکه این نبود. تو لحظه ذهن آدم قفل میکنه.
خوب اجباری برای پاسخ دادن به سوال بنده نیست!
بنده خودم این موضوع رو تو وب خودم با پرسش از چند حاج
آقای با تجربه، مطرح کردم.
پاسخ:
درسته اجباری نیست :)
فکر  نمیکنم مخاطب هام سوالی داشته باشن از من. اکثرا خیلی به محتوا دقت میکنن و اگر پستی خیلی شخصی باشه حتی نمیخونن. 
خلاصه خودت هرسوالی داری بپرس از من خوشحال میشم:دی
پاسخ:
پس اجازه دادی همیشه برام صندلی داغ باشه :))
بعدا سوالی داشتم زنگ میزنم میپرسم ازت.
سوال ۲۲ فرشته در مورد خودشه. من در مورد تو پرسیدم :| :))
جواب سوال پنج چرا کلیه؟ ازت اسم کتاب خواستم. :)

و اما یه سوال دیگه! چرا فکر می‌کنی نباید محبت رو جار زد؟
پاسخ:
همون سوال 20، فرشته اشتباه منو تصحیح کرد. :)
کتاب: بسته به کسی که بخوام هدیه بدم، مثلا برا تو شاید یه دیوان حافظ خیلی قدیمی که تو خونه دارم.

حس میکنم یه توقعی درش هست، یه چیزی شبیه گدایی محبت.
@حریر
منظورش سئوال ۲۰ منه:))
پاسخ:
مرسی فرشته :)
سوالارو نخوندم، شرمنده اگه تکراری بود
معدل اول راهنمایی تا پیش دانشگاهی ؟ ( اجباری نیست)
میونتون با فیلم های وحشتناک؟

پاسخ:
اتفاقا سوال باحالیه :)
اول راهنمایی: 19.68
دوم: 19.97
سوم: 19.98
اول دبیرستان 19.10
دوم: 18 و خورده ای
سوم: 16.68
پیش: 17 و خوره ای 

تنهایی نمیتونم نگاه کنم :)
۱. دوست داشتی جای کدوم بلاگر باشی؟
۲. دوست داشتی کدوم وبلاگ مال تو بود؟
۳. تا حالا کامنتی گذاشتی که پشیمون بشی بعدش؟
۴. چه کامتتی؟
۵. تا حالا کامنتی اشکتو درآورده؟
۶. پایتخت مغولستان کجاست؟
۷. اسم دو تا قنادی حوالی آبرسان؟
۸. اسم یکی مونده به آخرین شاه قاجار؟
۹. واحد پول هند؟
۱۰. مراد من الان کجاست؟
پاسخ:
1 و 2. واقعا هیچکس .. با این همه اگه بخوام بی جواب نذارم "حورا" صاحب منتظر اتفاقات خوب.
3. آره و 4. حضور ذهن ندارم.
5. شاید ولی همین چند وقت پیش با یه پستی کلی گریه کردم.
6. برم از رو صندلی داغ دکتر میم تقلب کنم؟؟
7. تشریفات آبرسان. دیگه یادم نمیاد.. رکس شهناز و تک درخت خوبن :)
8. برم تقلب؟؟
9. نمیدونم. تقلب؟؟
10. کدوم مراد؟؟ پسر مش حمدالله؟؟ نه نه شوخی میکنم مراد شما تو راهه :)
پس شباهنگ بانو شمایی :)
سلام 
خیلی دوست داشتم سوال بپرسم ولی آنچنان خستم که نگو 
ایشالا قبل از ۹ صبح فردا بتونم بیام بپرسم :)
اگر نپرسیدم بر ما ببخشای ای پری گیان :)

پاسخ:
سلام :)
خسته نباشی واران عزیز.
دوستان بجای تو حسابی پرسیدن :))
بازم سوالی باشه در خدمتم :)