"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"پری.ص"

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)
و الان بیست و چهار :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

نويسندگان

-----> دلیل خاص (علت) ----> آغاز دوست داشتن (تمرین برا دوست داشتن)

-----> فوکوس روی جمله: باید دوست بدارم چون ...

--> دوست داشتن

-----> حذف و از بین رفتن دلیل

--> دوست داشتن *

::

عادت کردن به مهربونی.

* حتی میتونه با تنفر جابه جا شه. :|

موافقين ۷ مخالفين ۰ ۹۷/۰۲/۱۹

نظرات  (۱۵)

فقط عنوان این همه طولانی کجا جاش دادی ؟؛)))


سلام :)
اینجا آنتن نمیده امید است این کامنت نپره :|:))
خدا رو شکر نپرید :))
پاسخ:
سلام...
بخاطر من جا شد دیگه. :))

نپریده :)
یعنی میخوای بگی وقتی دلیل دوست داشتن/تنفر از بین بره، نتیجه اش بازم باقیه؟

پاسخ:
آره یه جورایی عادت میکنم به این واکنش یا رفتارها. 
احتمالا هر چیز تصنعی به مرور تبدیل میشه به واقعیت یه همچین چیزی...
یعنی ...
ما تصمیم می گیریم که دوست داشته باشیم
چون دوست داشتن بهتر از نفرت داشتنه؟


پاسخ:
نه نه. کامنت بلوط خانوم و جوابش به اونچه که تو ذهنمه نزدیکتره البته فقط برا دوست داشتن. :)
میرم باز برمیگردم تا کامنتا رو بخونم بلکه بفهمم چی گفتی :))
پاسخ:
حله :)
خدا پشت و پناهتون. 
مغز من خسته س مهندس! در سطح ما حرف بزنید :/
پاسخ:
تعطیلات نزدیکه برا همون؟؟ :)
سطح هم داشته من خبر نداشتم!
چی بگم!!
پاسخ:
هر چه میخواهد دل تنگتون :)
خانم اجازه؟میشه زیر دیپلم هم‌ توضیحش بدید؟:))
پاسخ:
فرشته :))
بهتره بگی بالای 10 سال حرف بزن متوجه شیم. :)
گاهی رویه‌ی پیچیده‌ای میشه :| 
پاسخ:
آره خیلی پیچیده!
در دنباله دیدگاه بلوط خانم: مثلا اینجوری که منِ نوعی شُمای نوعی رو دوست دارم به دلیل زیباییتون.  بعد زبانم لال خدایی نکرده ، روم به دیوار، کر بشه گوش شیطون ، اسید بپاچن رو صورتت و زیباییتو از دست بدی، دلیل دوست داشتن من از بین رفته و زین پس من طبق عادته که شما رو دوست دارم؟ یا چیز دیگه ایه؟ مثلا یه چیزی شبیه مهر شما که بر دل نشسته. یعنی اینکه مثلا دیده مرخص  شده و دل مشغول به کار شده.!؟... اینطور نیست که اینجور مواقع میگن عشق به وجود اومده؟

2 اما درمورد تنفر: اگر با همون رویه پیش بریم، به مشکل بر میخوریم.... مثلا منِ نوعی باز از شمای نوعی بدم میاد به دلیل اخلاق مزخرفتون.... بعد شما تشریف میبرید و توبه میکنید و اخلاقتونو خوب میکنید و به اصطلاح آدم، و از حالا به بعد یه دختر خانم ماه و با اخلاق و مهربون میشید. این عادتی که به خاطر گذشته، من از شما متنفر باشم درسته؟ 
آیا؟

3 اصلا من جهت فرمایش شما رو درست فهمیدم یا بی راهه رفتم؟
پاسخ:
1.این نوع که شما توضیح دادین حالت خوش بینانه اشه!
بذارین منم مثال بزنم(یه مثال که یهو به ذهنم رسید و حتی موقعیتش دور از توهماتمه):
فرض میگیریم شما یک دل نه صددل عاشق یک خانوم ترگل ورگل میشید(دوست داشتن این مدلی گفتم تا ملموس باشه) که خانوم قبلا یک ازدواج داشته و الان یک فرزند داره، شما برای اینکه خانوم اذیت نشه و بی مهری نبینه روز به روز بچه اش محبت میکنی، در واقع دلیل دوست داشتن بچه مامانشه. حالا مثلا شرایطی شده که مامانش کنار گذاشته میشه مثلا فوت شه، طلاق بگیره ولی باز هم عشق شما نسبت به بچه از بین نره!

2.اینو کلا اشتباه گرفتین :)) من باز برمگیردم به مثال خودم. شما خانومه رو طلاق دادی، با خودت فکر و خیال میکنی بعد به نتیجه میرسین که حیف محبتی که پای بچه اون ریختین و آروم آروم از بچه هم بدتون میاد.

3. نصف نصف :)
همون تنفر
پاسخ:
هیییم...
not fund 404
!!!!!!!
:)
پاسخ:
تا این حد آخه؟؟ :|)
۱۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۵۷ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
دوست داشتن ساده است ها! چرا اینقدر پیچیده ش می کنین؟! D:
پاسخ:
باور کن بعضی وقتها خیلی پیچیده میشه خیلی!
تو شرایطی گیر کردی که هی بخوای دوست نداشته باشی ولی نمیشه؟؟!!
۲۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۴۸ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
چرا بخوای دوست نداشته باشی!؟ 
مگه دست خودته؟!D:
ولی اینم میشه که جلوی خودت رو بگیری که دوست نداشته باشی ولی یه خورده ریاضت می طلبه!
پاسخ:
همین دوست نداشتنِ همراه ریاضت منظورمه :)
الان که فکر میکنم میبینم شما درست تر میگی با اینکه دیدگاه خودمو درست تر تر میدونم. :) ولی باز دیدگاه شما ارجحیت داره به دیدگاهم. چه بسا هر کسی یه دیدگاهی متفاوت اما هم مسیر داشته باشه. واقعا هم دوست داشتن و نوع دوست داشتن بعضی وقتها خیلی پیچیده ست...همونطور که به حورا گفتی...


@منتظر : شهید شد بیچاره :)))
پاسخ:
راستش من یه بحثی رو باز میکنم که تفهیم کردنش نیاز به توضیح زیاد داره ولی من خسته ام برا نوشتن :)) 
با این همه مرسی برا توضیح و همگام شدن :)
----------------------
شهیدِ غرب زده :))
دوست داشتن گاهی از اولش دلیل نداره! مثل بارون بهار که یهو غافلگیرت میکنه، یهویی میاد! 
پاسخ:
اینم که دیگه نگم اصلا :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی