"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"پری.ص"

کوچ کرده از بلاگفا :)
آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)
و الان شده بیست و چهار :)
الکی الکی شد بیست و پنج :)
شد بیست و شش، باورتون میشه؟! :)
99/05/05 ساعت 13:30 مهدی جان وارد زندگیم شد. (ازدواج تایم)
(در بیست و شش سال و پنج ماه و هشت روزگی)
یادم رفته بود بگم وارد بیست و هفت سالگی شدم. :)
28بهمن 1400 به جذابترین شکل ممکن 28 سالم شد.
8آبان 1403 چند ماه مانده به تجربه 30 سالگی.

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

بايگاني
نويسندگان

بله میریم که داشته باشیم:

رعایت محبت و احترام متقابل رو، والا چیه الکی برا همه تره خورد میکنیم. برا یه عده علف هرز هم نباید خرد کرد.


حاشیه نوشت: من با تلفظ مینویسم هی یادم میره "خُرد" درسته یا "خورد".


۱۵ نظر موافقين ۷ مخالفين ۰ ۰۶ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۱۲

مخاطب هامو چک میکنم میرسم به یه "علی" نام. فک میکنم فک میکنم تا اینکه عکس پروفایلش رو نگاه میکنم، زوم نمیکنم به نظر آشناست، میزنم رو پروفایل عکسش رو کامل باز میکنه. حالا شناختمش پسر عمومه خونه امون دوتا کوچه فاصله داره، آخرین بار که دیدمش اسفند نود و پنج بود. آخرین بار که باهاش حرف زدم قبلتر از آخرین باری که دیده بودمش بود، حرف که نه پوکوندمش! نمیفهمید که من خوشتیپم نه بابالنگ درازی که یحتمل عقده پوشیدن کفش پاشنه بلند داره، نمیفهمید. 

۱۸ نظر موافقين ۱۱ مخالفين ۱ ۰۳ مرداد ۹۷ ، ۰۱:۴۶

کلاه پهلوی نشون میده، عینکم رو از روی چشمام برداشتم، نمیدونم کجا گذاشتم، صبح یادم میمونه بذارم کیفم یا نه، احتمالا کنار ساعتم رو بوفه روی اُپن جلوی تابلو گذاشتم. یادم نیست مسواک زدم یا نه، امیدوارم که زده باشم، با آینه گوشی به دندونام نگاه میکنم سفیدن شاید مسواک زدم. صورتم رو با شامپو صورت شستم، حس خوبیه انگار پوستم راحتتر نفس میکشه. چشمام نیمه بازه، نمیفهمم کجای فیلمه، چشم چپم دیگه داره کامل بسته میشه. منگ خوابم، حتی نمیدونم برا صبح ساعت کوک کردم یا نه، اصلا هر چه بادا باد. فکر کنم سرم رو بذارم رو بالش خوابم میبره، اصلا نمیدونم بتونم برم اتاقم بخوابم یا همینجا ولو میمونم، اصلا نمیدونم انتشار این پست رو خواهم زد یا خوابم میبره. دستمم کِرِم مرطوب کننده نزدم. برام جالبه تو این شرایط چه اصراری دارم کسره های کرم رو حتما بنویسم. 

خلاصه که امروز روز خستگی های خوووب بود.

۱۶ نظر موافقين ۱۱ مخالفين ۰ ۳۱ تیر ۹۷ ، ۰۰:۱۰

شدیدا احساس کور شدن منبع خلاقیت و بی نمکی مفرط دارم.

برای خودم چند روزی سکوت و شنیدن تجویز میکنم.

ایده خلاصی از این کسالت دارین پذیراییم.

۲۵ نظر موافقين ۱۴ مخالفين ۰ ۲۹ تیر ۹۷ ، ۲۲:۵۴

یه وقتایی یه چیزایی هست که نباید توش دنبال منطق و عقل و استدلال و قانع شدن گشت. بعضی وقتها باید همه این مفاهیم شیک را کنار گذاشت و از زندگی لذت برد، ارضا شدن روح و دلمون رو با دلایل سرکوب نکنیم.

۲۴ نظر موافقين ۱۶ مخالفين ۱ ۲۷ تیر ۹۷ ، ۱۹:۴۶

تلویزیون همینطور برای خودش روشن بود، هندزفری گوشم بود و وویس و آهنگ گوش میدادم. همزمان دو جا متمرکز شدن سختمه، پلی لیست رو خاموش کردم تا با تمرکز جواب کسی که اومده بود پی وی تلگرامم رو بدم. گوشم به خیلی چیزا حساس، صفحه مجازی و وبلاگ هم جز حساسیت هام محسوب میشن، نشستم پای تلویزیون شبکه نسیم برنامه وقتشه. اسم پسره یادم رفت فقط میدونم دختره تو هر بار صدا زدن اسمش با عصبانیت و غلیظ از پسوند "جان" برا اسم نامزدش استفاده میکرد. دست و پا شکسته داستان زندگی شان را تعریف میکنم:

پای عکس هاش پای پست هاش کامنت میذاشته، پسره جذب لحن کامنتاش میشه و میره با صفحه بسته رو به رو میشه. دایرکت و تعریف و تمجید و تشکر و شروع فالو دو طرفه بله فالو به این نمیگن ارتباط. کم کم شروع میکنن به حرف زدن های فراتر از فضای اینستا، پسره باباش رو مدیر برج معرفی میکنه، دختره روشنفکر بوده با کامنت آشنا شده پس بالطبع اون زمان با کامنت دخترهای دیگر پای پست پسر مشکلی نداشته. بعد از سه ماه با خانواده ها مطرح میکنن سه روز مانده به قرار خواستگاری دروغ ها آشکار میشود کنار میان. بعد از نامزدی دختر به کامنت های همجنس هاش زیر پست همسرش حساس میشود و نهایت الان مشورت با مشاور رو مناسب حال خودشون میدانستند.

وارد ریز جزئیات نمیشم فقط چون بلاگستان میانگین سنی جوان داره حس کردم بهتره یادآوری کنم که هرکدوممون تک تک باید قدر خودمونو و آینده امون رو بدونیم، با دورغ با پنهان کاری برا آینده امون که دور نیست مشکلات و اعصاب خوردی ذخیره نکنیم. از خودم مثال میزنم:

شاید الان مادرم از وجود وبلاگم مطلع نباشه ولی مطمئنا اگر روزی دل به دل کسی دادم اولین خواهشی که ازش خواهم کرد "خواندن ریز به ریز وبلاگمه".

نمیدونم تا چه اندازه تونستم هدفم رو برسونم ولی امیدوارم موفق بوده باشم.

 

اگر منِ پنج سال پیش این حرف ها رو میزد که نمیزد حتی اگه فقط میشنید، لابد هارهار میزدم زیر خنده و یکی هم رو شونه اش و میگفتم: باشه بابا تو خوبی...

ولی امان از گذر زمان امان

۲۴ نظر موافقين ۹ مخالفين ۰ ۲۶ تیر ۹۷ ، ۲۳:۱۳

خب....

بیایید شناس و ناشناس و راحت حرف بزنیم، سوال بپرسید، تمجید کنید، انتقاد کنید. خلاصه از اون هر چه دل تنگت میخواد بگو و این حرفا :)

۶۳ نظر موافقين ۱۱ مخالفين ۰ ۲۲ تیر ۹۷ ، ۲۰:۴۰

صخره یه چالشی رو استارت زده که منم جوگیرانه خودم رو توش جا دادم.

نیاز داره که بهش اهمیت داده شه، مثل یک نوزاد میمونه که باید بهش رسید و پر و بال داد. از زمانی که علم طب یا همان پزشکی و تفکر در مورد سلامت استارت خورد بالطبع ضرورت استفاده از تجهیزات و ملزوماتش هم رخ نشان داد. مهندسی پزشکی گرایش های مختلفی دارد: بیومکانیک، بیومتریال، بیومواد، بالینی و در نهایت بیوالکتریک که میشه رشته تحصیلی من. بقدری فضای وسیعی برای بحث داره که نمیشه تک به تک واردشون شد. از ساخت اعضای مصنوعی تا نگهداری و ...

اهدافش همگام با پزشکی است و نهایتا منجر به کمک برای بهبود سلامتی میشود. حداقلِ وظیفه یک مهندس تجهیزات پزشکی کنترل و نگهداری از تجهیزات موجود و مورد استفاده میباشد. مثالی ملموس و خیلی سطحی برای آشنایی با اهمیتش میزنم: کنترل و اطمینان از سلامت دستگاه الکتروشوک مساوی است با احیای قلب یک بیمار. حالا شما اینو بگیر برو تا تهش، کپسول اکسیژن، ساکشن، تجهیزات اتاق عمل و ... در نظر بگیرید که بیشتر تجهیزات برقی هستند و نگهداری و نحوه استفاده ازشون یک مسئله مهم، تجهیزاتی که با اشعه ایکس سروکار دارند و ...

زمینه های شغلی زیادی دارد و در مقابل رقابت شغلی زیادتر:

برای کار در بیمارستان و مراکز درمانی اکتفا به تحصیلات دانشگاهی نمیتواند پیشرفتی داشته باشد البته سوای مقطع دکتری که کارهای عملی و تحقیقاتی زیادی انجام میدهند که این طیف هم اکثریت اصلا علاقه ای به کار در محیط درمانی ندارند.

شرکت های توزیع تجهیزات و تولید تجهیزات هم اگر در سطح کلان و بازاریابی مناسبی باشد میتواند از نظر پیشرفت مالی ارضا کننده باشد.

شرکت های کنترل کیفی و فنی و کالیبراسیون که به واسطه مجوزشان ایده آل ترین گرایش شغلی این رشته محسوب میشوند.

و در نهایت ساخت که در زیر مجموعه شرکت های تولید قرار میگیرد و در ایران عزمی جزم شده میخواهد برای کمک به صنعت مهندسی و علم پزشکی کشور که صبر هم طلب میکند.

تجهیزات پزشکی حالا برای خود اداره کلی دارد، مرکز رسیدگی به تخلفاتی دارد. نمایشگاه های بین الملی برایش ایجاد میشود. سالانه چندین دوره آموزشی برای نگهداری و کالیبراسیون انواع تجهیزات با اعطای مدارک معتبر برگزار میشود.

کلیک رنجه کنید:

سایت اداره کل تجهیزات پزشکی

نمایشگاه های بین المللی



۱۰ نظر موافقين ۴ مخالفين ۰ ۲۱ تیر ۹۷ ، ۲۲:۳۳

:||

قشنگ قحطی در راه است.

۱۷ نظر موافقين ۱۲ مخالفين ۰ ۲۱ تیر ۹۷ ، ۰۰:۰۶

عکاس نیستم با عکس هام موندگار شم

نقاش نیستم با نقاشی هام به یاد بمونم

شاعر نیستم، نویسنده نیستم 

هیچ وقت هیچکدوم از این ها هم نخواهم بود

اگه روزی کتاب هم بنویسم برا مخاطب عام نخواهد بود که توی همه کتاب فروشی ها به چشم بزنه.

همین که خود خودم بدون هیچ واسطه ای لحظه ای در ذهن یک نفر زنده شم لذت بخشه.

۲۳ نظر موافقين ۱۴ مخالفين ۰ ۱۷ تیر ۹۷ ، ۲۲:۱۲