چه عیدی
چه شبی
چه خبرایی
چه مقاومتی
چه آرامشی
چه طوفانی
چه غوغایی
چه رویی
چه بازی هایی
چه زندگی ای
چه خنده ای
چه تلخ خندی
چه هوایی
چه تعطیلی
چه سکوتی
.
.
.
امشب بلاخره سحر میشه
فردا هم میاد و میگذره
پس فردا هم همینطور
حتی دو ماه دیگه هم میاد و میره
خب روزا یکی پشت دیگری میگذره
واقعا ارزش نداره غصه بخوریم
مگه نه؟؟!!
ما آفریده شدیم برا ساختن با روزای سخت
یا حتی برای ساختنِ روزای سخت
:))
بعد از دو ساعت تمرین کردن با "هوهو و کوکو"، از تو اسپیکر صدای سالار عقیلی شنیده میشه که میخونه: "ای ایران فدای اشک و خنده تو دل پر و تپنده ی تو ..." با خوشحالی میگه: پری پری دو تایی با این برقصیم :||
بنظرم بهتره به زندگی، خودخواهانه نگاه کنیم...
زندگی اینقدر سریع میگذره که یه جاهایی فکر میکنی واقعا ارزش زیادی سخت گرفتن نداره.
واقعیت اینه که به طولانی بودن و کُند بودنش هم که فکر میکنی، میبینی باید زندگی کرد این لحظاتِ تموم نشدنی رو، اینقدر طولانیه که همیشه پی راهی برای فرار از کسالت بار بودنشیم.
یه چیزی که درعین زود گذشتن، دیر سپری میشه.
اینکه بعد از حرفی مجبور شم بگم:
شوخی کردم
حس بدی داره
انگاری که نمیفهمنت، انگاری که مخاطبت از جنس تو نیست.
میگه: هرکی اینجا مینویسه، یه خلاء بزرگ داره، بگرد خلا خودت رو پیدا کن.
خداروشکر بچگیام مدرسه بود.
خداروشکر بزرگتر شدم دانشگاه بود.
خداروشکر الان اداره هست.
میشه الان دعا کنید.
+ هنوز مانتو اداره تنمه :||