"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

نويسندگان

و این هم موضع من :)

چهارشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۴۲ ب.ظ
"بسم الله الرّحمن الرّحیم"
و اما بحث شیرینِ انتخابات, بله همونطوری که همه میدانیم جمعه هفته بعد هم از راه میرسد, رئیس جمهور هم انتخاب میشود و این فصل از داستان هم پایان مییابد تب و تاب الان هم در صندوقچه ها گذاشته میشود و تا چهار سال بعد درش قفل میشود. اینکه حق انتخاب یکی از حداقل حق هامون هست و باید حضور داشته باشیم, ازش استفاده کنیم به نظر من در آن شکی نیست, حتی با تمام بی توجهی هایی که بهمون میشود. من خودم بعنوان یکی از هفتاد میلیون ایرانی رضایت کامل ندارم البته که رضایت کامل سخت ایجاد میشود ولی انصافا رضایت نسبی هم در هاله ای از ابهامه(منظورم دو, چهار, هشت یا پنجاه سال اخیر نیست در هر دوره ای کم و کاستی هایی بوده), بگذریم حرفم سر چیز دیگری است, قرار نیست همه ما یک جور فکر کنیم, قرار نیست نگاه ها یکی و در یک زاویه باشد پس باید پذیرای نگرش ها و علایق متفاوت باشیم چه بسا که در سیاست این تنوع میتواند بصورت مشهود خودنمایی کند و خودش رو به رخ بکشد. متاسفانه بنظرم اکثریت هر چقدر هم ادعامون بشه باز دو فاکتور "جو گیری" و "انتقاد پذیر نبودن و غد بودن" فعالی در وجودمون داریم. 
1. جو گیری: در طول تاریخ این مورد همراه و یار همیشگی بوده و بعضا با یک حرکت به نام "در صحنه بودن" اشتباه گرفته میشود, بدون فکر کردن به عواقب مسئله و خشم لحظه ای یا حتی خوشی بیش از حد لحظه ای و صرفا در اثر تحت تاثیر قرار گرفتن مقطعی، یک اتفاق هایی را رقم میزنیم که وقتی با چشم باز نگاه میکنیم جز تاسف هیچی در دست نداریم.
2. انتقاد پذیر نبودنی که هیچ کدام قبولش نداریم و یحتمل چیزی است برا همسایه که اصلا دچارش نیستیم, این مورد را واضح تر و با مثال عینی میگم, در همین بیان اگر چرخی بزنیم به پست های سیاسی برمیخوریم تا اینجا مسئله مشکلی نیست خیلی هم خوب که وضعیت جامعه امون رو بررسی میکنیم اما نگاهی به قسمت نظرات که میندازیم به سه قسمت تقسیم شده: الف) موافق های به به و چه چه خوان. ب) محافظه کار ها یا ممتنه ها که اوصولا برخوردی نرمال باهاشون میشه. ج) مخالف ها. به قسمت سوم که میرسیم وضع دچار تغییر میشود و نهایتا هم صاحب پست و هم مخاطبی که نظر نوشته خود رو اصلح میداند, دیگری را به صورت قاطع بی منظق میداند و محکوم میکند حتی دیده شده زمینه ناراحتی بیش از حد همدیگه رو فراهم میکنن(البته که استثنا همیشه هست) در حالی که شاید در صورت سر کار آمدن هر شخصی به عنوان رئیس جمهور به حال هیچ کدام که نه حتی به حال جامعه هم فرقی نکند و تنها نتیجه حاصله مشکل و ناراحتی بین افراد باشد، البته که اگر به حال هر کدام فرقی هم بکند باز بنظرم توهین و زیر سوال بردن همدیگه ارزش ندارد.
ووووووووووووویییی چقد حرف زدم دیگه بیشتر از این میشه اضافه گویی، حالا به روم نیارین الانشم اضافه گویی شده :))
والسلام موفق و پیروز باشید و باشیم.

کتاب "جامعه شناسی خودمانی" به توصیه جناب آقاگل. لینک دانلود
آروم آروم میخونمش :)
موافقين ۳ مخالفين ۰ ۹۶/۰۲/۲۰

نظرات  (۱۳)

سلام.وبلاگ دوستت(که الان آدرسش رو خصوصی میدم) مثل اینکه پاک شده!

(خصوصی آدرسش رو میدم تا کسی نره آدرسش رو برای خودش تصاحب کنه)

حدس ها و پیشنهادات من برای کمک بهش :

ببین شاید یکی دسترسی به رمزش داشته و پاکش کرده وبلاگش رو...

وو بخاطر اینکه هر آن ممکنه آدرسش رو دیگری بگیره

بیا یه کاری کنیم؛

تو برو آدرس وبلاگش رو با ساخت وبلاگ فعلا نگه دار تا کسی آدرسش رو بر نداره.

بعدش توی یه مطلب(در اونجا)بنویس:صاحب وبلاگ با ایمیل خودش پیام بده به ایمیل من(یعنی به ایمیل خودتون)

اینجوری میتونی وبلاگ رو به خودی خودش برگردونی با اطمینان.

چون شما حتما ایمیلش رو که در پیام هاش ممکنه گذاشته باشه توی وبلاگتون دارید.

اما من این کار ها رو نمیتونم بکنم وگرنه خودم میکردم چون آدرس ایمیل ایشان را الان ندارم و قبلا هر چی پیام بود توی وبلاگم حذف کردم متاسفانه.


تو عالم دوستی بهتره که این دلسوزی رو براش بکنید.
همش این نباشه که آدم سر بزنه وبلاگ دوستش نظر بزاره.
به وقتش آدم باید نشون بده که واقعا دوستی فراتر از یک روال همیشگی سر زدن و نظر دادنه.چون ممکنه خودش وبلاگش رو حذف نکرده باشه.

اینطور که الان آدرسش خیلی جا افتاده ممکنه کسی تصاحب کنه.

حتی میتونید اگر خودش هم پاک کرده براش با ساخت وبلاگ آدرسش رو نگه دارید و اعلام کنید که ساخت این وبلاگ در این آدرس بخاطر بر گردوندن به صاحبش است.هر وقت خواست باز هم شروع کنه بیاد از طریق ایمیلی که داشته به ایمل من پیام بده اینجوری میفهمید واقعا خودشه یا نه.از من گفتن.خداحافظ


پاسخ:
خودش حتما بهتر صلاح میدونه.
نگران نباشید فضای اینجا گسترده است و خودشم همچنان تو بیان هست.
یاد کتاب جامعه شناسی خودمان آقای حسن نراقی افتادم. سفارش میکنم بخونیدش. و به بقیه هم بگید که بخونن. اینقدر که این کتاب خوبه. 

پاسخ:
ممنون بابت معرفی کتاب، حتما در اولین فرصتی که بدم کتاب بخرم، تهیه اش میکنم :)
من به جز یه مورد که دوست ندارم رای بیاره بقیه چندان برام تفاوتی ندارن( هر کلا مشخصه جنجال و رقابت بین چه کسانیه) و همیشه هم میگم امیدوارم یک دلسوز مردم بیاد روی کار که بعدش همه اه و فغان تاسف سر ندن.
یاعلی
پاسخ:
:)
امیدوارم امیدواریت تحقق بیابه، واقعا هم باید همچین شخصی بشه رئیس جمهور ....
۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۳۱ شرمندهٔ یابن الحسن
به امید اینکه اونیکه برحقه پیروز بشه
پاسخ:
ایشالا :)
و بر حق بمونه....
کتابش قدیمیه. اصلا نمیدونم چاپ میشه هنوز یا نه. مال سال 80 بوده. 
ولی نسخه پی دی افش موجوده. 
پاسخ:
پس میتونم دانلودش کنم :)
فقط نوشتین جامعه شناسی خودمان، "خودمان" هم ادامه اسم کتابه؟؟
من نمیدونم مردم چرا اینقدر دو دل اند :) بحث نداره که.. 
فقط جهانگیری 

پاسخ:
قشنگ دموکراسی تو کامنتتون موج میزنه :))
تازه دروغ هم میگیم

داستان انتخابات ما داره پیچیده تر از این حرفا میشه
پاسخ:
بله دقیقا.

و این بنظر خوب نیست....
جانا سخن از زبان ما میگویی! یاد شور و شوق هشت سال پیش میفتم، دانشجویی و دورهمی، فکر میکردیم همه چیز دان شده ایم، فکر میکردیم کاوه آهنگر به پا خواهد خواست، فکر میکردیم سیاست همین آب و رنگ و همین حرفهاست... اما پشت نقابشان را که دیدیم تازه فهمیدیم ای دل غافل! قدرت چه چیز شیرینی است که زیر دندانشان مزه کرده! 
خیلی از وبلاگ ها را سرزدم و خوندم و چیزی ننوشتم اما از خوندن متن شما لذت بردم و لازم دیدم نظر بدم. 
پاسخ:
خیلی هم عالی ....
هشت سال پیش؟؟ من فکر میکردم فوقش دو سال پیش دانشجو بوده باشین. 
یعنی واقعا "ای دل غافله" .
خوشحالم این پست به دلتون نشسته :)
"جامعه شناسی خودمانی" از حسن نراقی اسم کتابه. :)
قبلا توی کانال خودم فرستاده بودمش.

پاسخ:
آره زدم گوگل آورد، لینکش هم گذاشتم :) 
ممنون.
ندیدم متاسفانه...
حرفات متین هستند هرچند شاید گوشه هاییش دامن من رو هم بگیره!

بالاخره تصمیمت رو گرفتی و انتخابت معلوم شد؟
پاسخ:
ممنون. آره یه کوچولو از گوشه هاش :))

تصمیم هم میگیریم ایشالا، فعلا در دست بررسی :)
ما که مجبوریم رای بدیم و سفید میندازیم رای رو آخه نمیخواییم ما آوردنده هیچ دزدی باشیم :/
پاسخ:
اوووووه بابا :))
عجب روزگاری شده...
شما رو به خواندن مطلب جدیدم در مورد انتخاب دعوت می کنم.موقتی است نظر ندید.
پاسخ:
میخونم.
البته مورچه و گنجشک هم خوندم نظر ثبت نشد هرکاری کردم. فک نمیکردم تا این حد نگاه لطیفی داشته باشین.
ممنون از این که خوندید.
 مگه شما خبر ندارید بلاگفا با بلاگ بیان لج و رقیب اند؟

آخه توی بلاگفا هر نظری با آدرس وبلاگ های بیان بذارید ثبت نمیشه یا حذف میشه

حالا این بار که گذشت.اما در بلاگفا باید بدون آدرس بیان بلاگ و با ذکر نام وبلاگتون(بعد از نام خودتون) نظر بذارید.

راه دیگه ای هم که برو بچه های بلاگفا به من گفتند اینه:

مثلا وبلاگ خودمو(shoara.blog.ir) آدرسش رو میخوابم بزارم بخش نظرات
تا این قسمتش مانعی نداره و بلاگفا نظر رو فیلتر نمیکنه:((shoara.blog))
چون تا اونجاش با آدرس های بلاگفا هم مشترکه.بعدش هیچی نذارید.
حالا اگر حوصله یا مطلب داشته باشم ادامه بدم میارم وبلاگ رو در بلاگ
-----------------------------
در مورد موجودات و جانداران خونگی و زیست محیطی اطرافمون،قضیه داره که میگم:
از بچگی هر کسی بهم ظلمی می کرد دنبال دلیلش بودم.اگر اذیت کردن خصوصیت
اون بود مقابله به مثل می کردم اما اگر دلیل دیگه داشت با خودم فکر می کردم.

فکر میکردم ببینم چرا مثلا (اولین بار که تو بچگی) مورچه گازم گرفت؟!
دیدم بدون اینکه بفهمم دستم خورد بهش و ضربه سنگینی بود به اون طفل معصوم ریزه میزه.پس حق رو به اون دادم و گفتم اینا بی دلیل اذیت نمی کنند و من مقصرم.

یا وقتی که پشه نیشم میزد فکر میکردم که من که دیگه با پشه ها که کاری نداشتم برای چی نیش زدن؟پس لابد توی ذاتشونه که این ستم رو در حقمون می کنند بی جهت و اونا مقصر هستن بنابرین دفاع می کنم و تا همین الان هم با پیف پاف یا ضربات جانانه پرتاب جوراب یا له کردنشون وسط دستام انتقامم رو میگیرم.

سوسک هم خب ذاتا بی آزاره اما چون از فاضلاب در میاد و تعداد زاد و ولدش سریع و زیاده هم کثیفه و هم مثل پشه ناقل بیماری هاست.اونا هم میکشیم.

ولی وجدانی عنکبوت توی خونه گاهی لازمه برای خوردن همین سوسک و حشرات مزاحمی مثل مگس که نمیزاره آدم بخوابه.
وای چقدر حرف زدم تک تک نمیشه گفت همون فرمولی که پر رنگ نوشتم رو برای کُشتن یا نکشتن جانداران ریز خونه زندگیمون باید در نظر گرفت.

پاسخ:
عجب فرمولایی داشته و بی خبر بودیم :)
من اصلا از این زاویه نگاه نکرده بودم..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی