"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

نويسندگان

سبک

سه شنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۰۰ ب.ظ

تا حالا به نوشته های خودتون توجه کردین؟؟ اینکه آیا با سبک خاصی مینویسین؟؟ لحن مخصوص به خود دارید؟؟ نقطه اوج پست هایتان چیه؟؟ و همچین سوالاتی؟؟


* یک متنی در همین راستا در ذهنم هست که چند وقتی هست میخواهم بیانش کنم، ایشالا وقت کنم و با خودم در چگونگی بیانش به توافق برسم میشه یکی از پست های اینجا :)

موافقين ۱۰ مخالفين ۰ ۹۶/۰۳/۰۲

نظرات  (۱۶)

نه دقت نکردم!
سعی می کنم یه بازنگری کنم ببینم چه طوریاست حال و هوای وبلاگم!
پاسخ:
:)
آره دقت کنید، فک کنم جالب باشه!
۰۲ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۱۴ سِناتور تِد
جوابِ اون سوالات رو باید مخاطبین بدن!
پاسخ:
اون که بله ولی یحتمل نویسنده هم یه نگرش خاصی داره نسبت به موضوع و نحوه بیان کردن :)
نه حقیقتش فکرشو نکردم.
به نظرم عادی مینویسم سبک خاصی نداره:))
منتظر اون پست هستم:)
یاعلی
پاسخ:
خب همون عادی نوشتن، تلاش برا فهم راحت تر یه جور سبکه :)
مرسی..
علی همراهت.
نه ولی برای آیندگان دنبال یه لحن مخصوص وکلا یک شیوه جدید و جذاب برای مقاله نویسی ام ک در عین حال از جدیت مطلب کم نکنه. ایشالا ک برسم بهش
در مورد نوشتن و اینا ا م همینطور
لحن و بیان ویژه یه جور امضا ست و از آرزوهای منه ک داشته باشمش
پاسخ:
تو که باید بهش برسی، خب هدفت هم معلومه پس باید برا خودت صاحب سبک شی :)
دقیقا. امیدوارم و البته حس میکنم به آرزوت میرسی...
۰۲ خرداد ۹۶ ، ۱۷:۲۵ شرمندهٔ یابن الحسن
خیلی هم عالی ...
پاسخ:
:)
۰۲ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۲۴ محمود بنائی
الان 5+1 توافق کردن، فقط توافق شما مونده :)
پاسخ:
:)))
وای خدا من چقد خندیدم با این کامنت :))
نه راستش می خواستم به صورت وویس باشه ولی هنوز اثرات گرفتگی صدا مونده و یکمم صدام خسته است. الانم که میخوام بنویسمش وقت نمیکنم :)
من همیشه بهش فکر کردم و متنام رو هم خوندم ولی به سبک خاصی نرسیدم! ینی حس می کنم کار تازه و فوق العاده ای نمی کنم! :|
نمی دونم از دید بقیه هم همینطوره یا نه :))
پاسخ:
خوبه :)
بنظر من نوشته هاتو به چند قسمت تقسیم میشه و هر قسمت روال منظم و خاص خودش رو داره. جذاب بودن تو نو بودن خلاصه نشده که در هر صورت مهم به دل نشستن و ارتباط برقرار کردنه.
:)
مگه میشه سبک و لحن نداشت؟ یک وقتایی برای نوشتن یک پست یک روز تمام فکر میکنم. یک سری پستارو توی تاکسی و راه اول توی مغزم مینویسم.

البته نقطه اوج بحثش فرق میکنه. یک موقع از خودت مینویسی. نیازی به نقطه اوج و ضربه زدن نداری. یک موقع است برای اثر گذاشتن روی بقیه مینویسی. اینجا باید پست نقطه اوج داشته باشه.
پاسخ:
بح بح منتظر کامنتتون بودم، چون شما از کسایی هستیم که درک میکنم که به این اوصول پایبند این :)
واقعا خوبه اینقد به نوشته و مخاطب اهمیت میدین و وقت صرف میکنین.

دقیقا..
مرسی واقعا کامل جواب دادین :)
آره توجه کردم :) 
:/
پاسخ:
خب؟؟ چطوریه؟؟ :)
چرا :|
درضمن ایشالا منتظریم :))
قبلانا بیشتر حوصله داشتم متن کامنتام رو بازنگری و بایگانی کنم مدتی تا بتونم چک کنم و جوابشون رو بعدا سر بزنم بخونم.اما الان ها کم کامنت میزارم و دوست هم ندارم زیاد تو چشم باشم.
یا اصلا سبک نظر دادنی که وبلاگ نویسی داره بهمون دیکته می کنه خوشم نمیاد و بخاطر همین کم تر نظر میدم تازگی ها.و اصلا پست نمیزارم وقتی هم میزارم پشیمون میشم.چرا؟چون که:
ما باید فکرمون رو تغییر بیدم اینکه کامنت بزاریم و منتظر تایید باشیم نباید زیاد مهم باشه مگر در مواردی که جنبه ی هم فکری عمومی در بخش نظرات یا مشارکتی در بحث پیش بیاد.
چون اکثر حرفایی که در کامنت ها زده میشن اولا مربوط به شخص نویسنده یا مطلبش میشن و بار محتوایی آن چنانی ندارن که بگیم باید بقیه هم استفاده کنند و این آموزندست.
پس مثل حرفای عادی که روزانه با خیلی ها میزنیم میمونن هم بعضی مطالب و هم اکثر بازخورد ها و کامنت ها بنابرین ثانیا لزومی نداره تا مدت های زیاد بمونند تو وبلاگ ها و مثل موزه!
ثالثا با سبک نوشتن موافقم؛هم در کلماتی نوشته ها و هم در مشابهت غلط هایی که داریم در جاهای مختلف و هم روح نظر که بصورت معنوی منتقل می کنیم به مخاطب و هم خط بندی هم استفاده از علائم نگارشی و هم کمیت نوشته هامون.
هر کی یه سبک داره.

ولی اینم هست که در مواقع مختلف سبک های خاص خودش رو داره اما در مجموع بیشتر اوقات که سرحاله از یک سبک تبعیت می کنه.
برای مثال یکی عجله داره یکی حال نداره ممکنه در هم بنویسه ولی در مجموع نوشته های جمع و جوری داره.همین ثالثا پُست کن و
دیگه مطلب نمی خواد بنویسی درباره سبک نوشتن:)
پاسخ:
الان کامنت نوشتن شما سبک خاصی داره :)
اوهوم مرسی. نظرات جالبیه.
:)
۰۳ خرداد ۹۶ ، ۱۰:۰۷ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
راستش مونده تا به اون مرحله برسم که سبک خاصی واسه نوشتن داشته باشم!!
پاسخ:
اون مرحله هم مهمه :)
البته تو خوب و منسجم مینویسی..
هوممم که اینطور... نگاه جالبی بود. ممنووون دوست جانم ^_^ :*
پاسخ:
:)
قربووونت حریر جان شمالی و دلبرم ^_^:*
۰۳ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۳۰ ماهی کوچولو
من دارم و البته تازگیا فهمیدم پستامم لهجه دارن حتی! 
این موضوع لهجه رو دوستای شهرستانی صمیمی بهم گفتن :) گفتن تو پستا و حرفات تیکه هایی داری که ما نداریم :دی و همانا خبر ندارن لهجه شهرم نیست :)) من از مادرم یاد گرفتم و اون نمیدونم از کی و کجا ولی اونایی که بهش اشاره کردن جز من فقط مادرم میگه :)) 
پاسخ:
:)
پست های لهجه دار.
مادرت ترک هست دیگه آره؟؟
باید از این به بعد توجه کنم و متوجه اش شم :)
عزیزمی که :* :* فدا مدا :* :* ^_^
پاسخ:
قربووونت :*
^_^ :*
۰۳ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۵۶ یــاسـᓄـךּ ●‿●
تا حالا زیاد دقت نکردم ولی خب بیشتر احساسی و فاز دپ می نویسم :)
پاسخ:
ای جانم :)
چقد صادق.
۰۷ خرداد ۹۶ ، ۰۴:۴۶ ماهی کوچولو
پدرم ترکه
مادرم اهل منشاد یزده البته مادرم ترکی بلده ولی ترک نیست :دی
پاسخ:
خیلی هم عالی :)
آها من برعکس متوجه شده بودم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی