"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

طبقه بندي موضوعي
نويسندگان

چندبار پیش اومده

دوشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۵ ب.ظ

متنی در ذهنم بوده که قرار بوده تبدیل به پست شه یا پستی نوشتم ولی هیچ وقت انتشار ندادم حتی پیش نویس هم نکردم.

دلیل: وبلاگ های به روز شده ای که دنبال میکردم رو باز کردم، با پستی رو به رو شدم که انتشار پست من میشد جواب برای پست او، یا اظهار نظر غیرمستقیم درمورد پست او، یا مطلبی کنایه ای برای پست او.

موافقين ۱۲ مخالفين ۰ ۹۶/۰۴/۱۲

نظرات  (۱۶)

۱۲ تیر ۹۶ ، ۲۰:۱۳ سِناتور تِد
عیبش چیه؟! سو تفاهم؟! سو برداشت؟!
پاسخ:
آره.
میگم شاید اینطوری برداشت شه: منظورش به من بود. :)
هی بابا...نمی دونم پست یکی مونده به آخری منو خوندی یا نه! :)

درد تو درد منه! :)
پاسخ:
:) نیلی نمیدونم چم شده خونده بودم یادم رفته بود، مجدد خوندم. درکت میکنم.

ای جان دل :) بیخیال
چه اشکال داره؟ اگه به اون چیز اعتقاد داری و می دونی درسته بنویس؛ همونطور که اون نوشته.
پاسخ:
اشکال خاصی که نداره.
میرزا منظورم پست هاییه که محوریت شخصی داره.
ولی درکل حرف شما صحیح، از نوشتن اونچه که بهش معتقدم ابائی ندارم. :)
خب قطعا هممون پست پیشنویس داریم که پست نشده یا یه وقتهایی نوشتیم ولی وسطش از خودمون پرسیدین که چی حالا؟ بعد پشیمون شدیم.
اگه قصدت انتقاد به کسی نباشه فقط اتفاقی هم زمان بشه وقتی ازش برداشت های الکی بشه و بقیه به خودشون بگیرن ادمو عصبی میکنه ولی اگه انتقادیه یا خیلی مهم نیست کی چه برداشتی میکنه یا به خودش میگیره چه اشکالی داره؟ هر کس حق داره نظرش رو ابراز کنه به نظرم:)
یاعلی
پاسخ:
اوهوم همینطوره :)

فک کنم نتونستم منظورم رو برسونم. 
حرفات رو قبول دارم.
علی همراهت
۱۲ تیر ۹۶ ، ۲۲:۲۶ آقاگل ‌‌
من یکبار یک مسئله ای ذهنم رو به شدت درگیر کرده بود. بعد اتفاقی یک وبلاگ رو خوندم کل اون مسئله برام حل شد :|
پاسخ:
:)
اینم میشه، این مدلی که خوبه. :)
والا من کلا تازگیا نظر مردم به کتفم هم نیست چه برسه فک کنم که فک کنه که پست من جواب پست ایشونه، وبلاگ خودتونه دیگه راحت باشین خب ((((:
پاسخ:
کتفتون سلامت :))
اینم نظریه.
من رو یه تعداد از دوستای وبیم حساسم، نمیخام اذیت شن.
خب چه اشکالی داره آخه شما هم از اون مسئله و موضوع بنویسید!
پاسخ:
اصلا بحث مسئله یا موضوع نیست. :))
نمیدونم شاید حساسیت بیخوده..
۱۲ تیر ۹۶ ، ۲۳:۲۷ رویا رویایی
اینجا کسی نباید فکر کنه نوشته ی کسی تاثیر از نوشته خودشه چون حرف های مشترک زیاده پس هر چی دلت خواست بنویس
پاسخ:
بله موافقم. :)
چشم. مرسی رویایی
راحت باشید بابا وب خودتون هست دوستاتون هم شما رو میشناسند پس فکر نکنم مشکلی پیش بیاد :))
پاسخ:
اصلا برام جالب شد، یعنی دوستان چطور میشناسنم؟؟ هییییییم...
اوکی :))
۱۳ تیر ۹۶ ، ۰۰:۲۵ ماهی کوچولو
درد مشترکیه بین تمام بلاگرایی که مدتیه مینویسن فقط شدت و ضعف داره 
پاسخ:
آخییییش درک شدم :))
اوهوم..
۱۳ تیر ۹۶ ، ۰۷:۲۳ الیــــ ــــوت
همین پریروزا نیلی عین همینو نوشته بود! تو نظرات اونجا هم خیلیا این مشکلو داشتن. عجب! واسه من پیش نیومده (حالا 4 تا پست بیشتر نذاشتما!)
ولی خب من پیشنهادم اینه بنویسین. یه کم هم جنجال و تنش بشه بالاخره حال میده :)
پاسخ:
:)
خوندم پست نیلی رو.
شمام خوب بلاگر جنجالی هستینااا، البته فقط جنجال دوست نه جنجالی :))

منظورم از شناختن این بود که درکتون میکنند :|
پاسخ:
اوهوم. :)
۱۳ تیر ۹۶ ، ۰۸:۴۷ مریــــ ـــــم
چون من یکی از همون تازه هام
پس حرفی برای گفتن ندارم
:)))
پاسخ:
خیلی هم خوش اومدی تو :))
منم هنوز فقط میخونمت، باز تو یه گام از من جلوتری..
من الان به جایی رسیدم که پیش‌نویسام از پستام بیشتر شده!البته مشکل من این نیس.

بذار جوّ پست اون طرف بخوابه،بعد پستش کن خیالت راحت باشه!
پاسخ:
ای بابا، خدا به داد مشکلات همه برسه. :))

چشم چشم...
۱۳ تیر ۹۶ ، ۱۲:۱۸ یــاسـᓄـךּ ●‿●
ای بابا!
پاسخ:
:)
فدای سرت.
من خیلی وقته نبودم فقط اومدم سلام عرض کنم :دی :*
پاسخ:
سلااام...
سلامت باشی :)
منم جدیدا کم پیدام.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی