"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"پری.ص"

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)
و الان بیست و چهار :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

نويسندگان

"شازده کوچولو"

يكشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۱۱ ق.ظ

شاید هفت هشت سالم بود که "شازده کوچولو" رو از کتابخانه پدر برداشتم و ورق زدم، کتاب کناری اش "بوف کور" صادق هدایت بود. اسم نویسنده اش رو که خوندم ذوق کردم، "آنتوان دوسنت اگزو پَری" پَری پَری. بعدها فهمیدم پِری درستتره. برداشتم و فقط ورق زدم، هیچ وقت از پدر نپرسیدم آیا شازده کوچولو رو برای خودش خریده بود؟؟ اصلا شازده کوچولو رو خوانده؟؟ راستی من و خواهرم از بچگی بابامون رو "پدر" صدا میزدیم، پدر بوسم کن، پدر ما رو ببر شهربازی، پدر بذار بشینم بغلت ماشین سواری کنیم. اول راهنمایی بودم که همکلاسیم عاطفه سر همین پدر گفتن هام هرلحظه مسخره ام میکرد، همیشه میگفت: به مامانت هم بگو مادر، اونجوری حس میکنم شبکه یک فیلم تاریخی پخش میکنه. کم کم عادت کردم به جای پدر بگم بابا. اه هیچ وقت حرفام انسجام نداره عادت کردم به گریز زدن، ترم شش بودیم از جلسه امتحان انفورماتیک دراومدیم من درمورد توانبخشی میگفتم و پریسا و سهند گیج گیج نگاهم میکردن، نمیدونستن چطوری حرفامو به روز و بحث ربط بدن اصلا بگذریم، کجا بودم آهان شازده کوچولو، اون موقع برداشتم و ورق زدم ولی نخوندمش انگار از کیسه خلیفه میبخشیدم یادم نیست به حسین یا فاطمه کادوش دادم. دیروز داداش دم در منتظر بود تا من کارم تموم شه باهم بریم خونه، دوتا خانم چاق و قد بلند، چاق و قد بلند معمولی نه ها از اون هیکلی ها دوتا کیفِ پُر از کتاب رو دوششون وارد اتاق شدن، کتاباشونو ورق زدیم دوتا خریدم یه شازده کوچولو و یه کتاب دیگه که فکر نکنم هیچ وقت بخونمش، همکارم میگه والا من دلم سوخت خریدم تو چطور؟؟ منم گفتم از هیکلش ترسیدم. نمیدونم چرا دستش رو به حالت خاک تو سرت نکنن بهم نشان داد. راستش اینروزها عجیب احساس عقب ماندگی میکنم، دوهفته یکبار به زور تلویزیون نگاه میکنم آن هم فوق فوقش چهل و پنج دقیقه، فقط کتاب درسی و تخصصی میخونم، مامانم میگه: اینروزا تو یه تنه سرانه مطالعه کشور رو چند ده درصد افزایش دادی، زندگی رو که نگم بدجور یکنواخت شده. چند صفحه از شازده کوچولو رو هم برا خودم خوندم و هم برا محمدامین توضیح میدادم نوشته: "بزرگ ترها اگر به خودشان باشد هیچ وقت نمیتوانند از چیزی سر در بیاورند. برای بچه ها هم خسته کننده است که دائم هر چیزی را به آن ها توضیح دهند." محمدامین میگه: پری قول بده تو حتی اگه مامان هم شدی بزرگ نشی. میگه: به آنیسا و مارال(دوستاش) گفتم بسوزید من با عمه ام دوستم، دوست قد بلندمه ولی شماها دوست قد بلند که بچه باشه ندارین. هروقت بهم میگن "پری" یعنی اون لحظه دوستترم دارن.

موافقين ۸ مخالفين ۰ ۹۶/۱۲/۱۳

نظرات  (۱۷)

پری :)
پاسخ:
الان این پری منم یا اون پری؟؟ :))
جالبه که من هم میگم پدر! ولی خواهر و داداش میگن بابا. :)
بابا صمیمیتش بیشتره ولی خب عادته دیگه. :)) همون پدر! :|
پاسخ:
عه!!
آره بابا صمیمی تره ولی یهو از یه مدتی بخوای تغییر بدی مثلا بجای پدر بگی بابا خیلی سخت میشه من اولا خجالت میکشیدم. :))
با توجه به جمله‌ی آخر گفتم پری :)
پاسخ:
وااووو *__*
حوااا :)
جانم ^_^
پاسخ:
دوستت دارم :)
دل به دل راه داره پریِ مهربونم :)
پاسخ:
آره آره. این جمله رو دوست دارم :)
۱۳ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۳۰ مریــــ ـــــم
پدر
:)))))
راس میگه خنده داره خو
من عادت دارم یی میدم
ینی مامانی بابایی
دانشگاه که رفته بودم ،دوستام وقتی شنیدن اینجوری صدا میکنن کلی سر به سرم گذاشتن
تازه اون موقع بود به کلمه مامانی و بابایی دقت کردم و بیشتر خوشم اومد
هنوزم میگم مامانی بابایی
:|
بنظرم خیلی چیز عادی بنظر میاد
راستی من خیلی تلاش کردم شازده کوچولو بخونم.ولی هنوز نتونستم.فکرمیکنم خوشم نمیاد ازش

:))
اون قسمت اگزو پری خیلی باحال بود
اون قدیما که خواهرم پاتک میزد به کتابخونه بابام با کتابای مسعود کیمایی و هدایت برمیگشت.
کتابخونه باباها یه جای سیاه خوف ناکه بنظرم
اولین کتابی از کتابخونه بابام خوندم جسدهای شیشه ای کیمیایی و خاطرات فردوست بود
پاسخ:
واه یکمم تو مسخره کن :)))))
منم اوصلا مامانی بابایی میگم. یعنی تو این همه مشت میخوری مشت میزنی با این ابهت اینقد لوس طور حرف میزنی؟؟ 
عادیه.. خب عادی و غیرعادی هم برا آدما متفاوته :)
هیییم حالا یه امتحان بکن شاید خوشت اومد..

کلی هم برا اگزوپَری ذوق کرده بودم :))
پس نتیجه میگیریم به کتاب خونه باباها نزدیک نشیم بهتره :)
من اولین بار شازده کوچولو رو با صدای احمد شاملو گوش دادم...عالی بوداااا
هروقت هم باز گوشش دادم اخرش رو گریه کردم :)
پاسخ:
ایول چه خوووب :)
عه!! اینبار گریه نکنید، قوی باشید. 

کتاباشونو ورق زدیم دوتا خریدم یه شازده کوچولو و یه شازده تپلو!

پاسخ:
شازده تپلو :))
اون یکی یه کتابه که درواقع دو کتابه، یه طرفش حکایت های مثنوی و اون یکی طرفش که برعکس اینور چاپ شده داستان های کهن(هفت پیکر-نظامی گنجوی)

۱۳ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۳۴ مریــــ ـــــم
روحیه ی لطیفو ظریفی  دارم
:دی
پاسخ:
میدونم :)
یعنی ملموسه. :)
شازده کوچولو رو دو سال پیش خوندم و به نظرم خیلی کتاب خوبیه،هر چند من فایل pdf خوندم و میخوام‌کتابش رو بعدا بخونم:)
اگه یکی کتابهای منو هدیه بده... نه به نفعشه که این کار رو نکنه:))
پاسخ:
پس خوبه حتما ^__^
pdf خوندن یه زمانی مد بود. :))
بله بله اصلا یکی غلط میکنه با کتابای تو کاری داشته باشه :)
۱۳ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۴۹ ابوالفضل ...
شازده کوچولو از محبوب ترین کتابای منه...
حالا با کدوم ترجمه خریدیش و خوندیش؟ اینم مهمه.
پاسخ:
خیلی هم خوووب *__*
ترجمه: هستی عاطفی. 
کدوم ترجمه اش خوبه؟؟ راستش از بس دلم شازده کوچولو رو خواسته بود ولی هیچ وقت نخونده بودمش فقط اسمشو دیدم خریدم. :))
پری :)
پاسخ:
:))
شازده کوچولو رو نباید بخونی. باید بجوی. هر هشت ماه یکبار.
پاسخ:
اووووه god. پس که اینطور :)
آقاگل این حرف رو بگه یعنی یه چیزی هست خب. 
منم پدرم رو بابا صدا نمیکنم البته پدرم نمیگم یه کلمه ی دیکه میگم :)
پاسخ:
چه جالب :)
حالا میگید پدرتون رو با چه اسمی صدا میزنید یا نه؟؟
عه منم خیلی وقتا میگم پدر!
البته بیشتر به سبک بچه‌ی فامیل صداشون میزنم پدررررررررر :)
خدا حفظ کنه همه‌ی پدرهارو.

بزرگ نشیا پری!

من یه ترجمه‌ی مسخره از شازده کوچولو رو خوندم :|
میخوام در اسرع وقت با صدای شاملوجان بزرگ گوش بدم به کتاب...
پاسخ:
خوبه :) مام الانم  هرازگاهی "پدر" میگیم ولی بقول خودمونه میرتینا اداسینا گوره مثلا دیروخ: باب، بابی، پدر، فادر، ددی :))
اوهوم خدا حفظشون کنه.

چشم سعی میکنم :)

:|| گویا با صدای جناب شاملو خیلی خوبه هاا
نه بابا مد چیه حال نداشتم برم از کتابخونه بگیرم تو خوته دانلود کردم و خوندم:)) ولی به نظرم کامل نبود! اخه خیلی کوتاه بود، اما خیلی قشنگه بعضی جملاتش رو چندین بار که بخونی تازه به عمقش پی میبری که چی میگه. به هر حال بخون و لذت ببر:)
پاسخ:
قشنگ حال نداشتنت مشهوده :)) عه پس با حواس جمعتر بخونم :)
هنوز وقت نکردم همون چند صفحه اولشو خوندم.
من سه بار شازده کوچولو رو شروع کردم به خوندن، ولی متاسفانه تا وسطاش می خوندم و ول می کردم... 
پاسخ:
عه!! منم هنوز همون چند صفحه اولو خوندم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی