"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"پری.ص"

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)
و الان بیست و چهار :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

نويسندگان

شادی های خفته

جمعه, ۹ شهریور ۱۳۹۷، ۰۲:۱۹ ق.ظ

خب پنل مدیریت را باز کردم بنویسم، قرار است پستی نوشته شود که نمیدانم مضمونش چیست. حس میکنم "خب" کلمه مناسبی برای شروع یک متن نیست به هرحال ... 

در شرایطی انگشتانم روی کیبورد سُر میخورد (آره درست خوندین کیبورد، گوشی رو گذاشتم کنار و با لپ تاب هم نه با کامپیوتر وارد صفحه بیان شدم) تا پستی انتشار یابد که ذهنم تهی از هر گونه ایده و موضوع است، یعنی اینروزها نه وقتی برای فکر کردن در مورد نوشتن میگذارم، نه حوصله اش را دارم و نه انگیزه اش را. دیدین یک وقتهایی همه چیز هم خوب است، هم بد و هم خنثی یک زمانِ شلوغِ آرامِ بی ثباتِ شیرین و تلخ و ملس. هم میتوانی کز کنی گوشه اتاق و پرده اتاقت را بکشی و خودت را بغل کنی و تا زمانی که چشمت تلخ شود و بسوزد و هاله های زرد و سفیدِ نورِ لامپِ اتاق تبدیل به رگه های سیاه شود زُل بزنی بهش یا جیغ های شیرین بزنی و بپری به آسمان و ابرها را بغل کنی. خیلی ها فکر میکنند دلیل زیاد بودن حجم نوشته های غمگین و غمباد کرده، دنیای غمگینی است که همه مان گرفتارشیم ولی نظریه من فکر خیلی ها را نقض میکند، غم علی رغم چهره عبوسش کلمات شیکی دور خودش جمع میکند، پرستیژ دارد و مهم تر از هر چیز نوشتن از غم و بازسازیش به مراتب راحتتر از شادی است. خلاصه اش اینکه چهره دنیا شادتر از فکر ماست. دوست دارم این پست طولانی شود، پُر شود از کلمات و جمله هایی که با شنیدن و دیدنشان دلمان جلا یابد انگار که خسته از خیابان گردی برسی به مینی کافی شاپی که آب زرشک تگری دارد، خُنکاش لبخند شود به چهره ات و ترشِ شیرینش مُژه های چشمانت را چفت هم کند. کلماتی چون: زندگی، زندگی رو دوست دارم، زندگی رو با تو دوست دارم، زندگی رو با خوشی هایی که تو دلیلش هستی دوست دارم. آرام، آرام و لطیف، لطافت هایی که بوی گُل میدهند. دلتنیگی، دلتنگی هایی که پشتش صدها امید آرمیده، دلتنگی های شیرین. فردا، فردای خوب، فرداهایی که فردا میشود امروز و پس فردا میشود دیروز به همین سادگی و همینقدر زود.

+ عیدتون هم مبارک :)

موافقين ۶ مخالفين ۰ ۹۷/۰۶/۰۹

نظرات  (۵)

یه قولی بده. اگه خروجیِ ندونستنِ موضوع پستت، اینه...بیا و هیچ‌وقت موضمون پستت رو ندون. آره خلاصه‌...
*عید تو هم مبارک. 
پاسخ:
الان باید جو بگیرتم؟! :))
قربانت :*
من چرا نوشتم موضمون؟؟!!!! O_o مضمون منظورم بود :|
پاسخ:
پیش میاد :)
گرفتم.
امید‌... امید... کاش هیچ وقت از زندگی‌هامون نره، امید همیشه اخرین چیزیه که بهش چنگ میزنیم اگه پاره باشه، وای اگه پاره بشه...
امیدوارم هر روزت قشنگ‌تر از دیروز و امیدت بیشتر از قبل باشه :)
عیدت هم مبارک گل‌دختر :*
پاسخ:
امید خالی زیاد جذاب نیست و اینکه هر روز فقط امیدت بشه فردا هم دلو میزنه! 
مواظبش باشیم :)
مرسی.
فرشته دیگه پای کامنتات نمینویسی "یاعلی"
دقیقا حس الانم شبیه حس پست توه.
نوشتن از غم راحت تره
همین طور وقتی از دلتنگی می نویسی حتما غمگین نیستی
کلمات معجزه های کوچک زندگی
پر از حس پر از زندگی ....
پاسخ:
ولی چون تو بلد نوشتنی خوبتر درمیاد. :)
خودت باش موقع نوشتن. بیشتر البته اینجا منظورم سبک و اسلوب نگارشیه...
پاسخ:
یعنی من برا خودم سبک و اسلوب نگارشی خاصی داشتم؟! نمیدونم.
موقع نوشتن رو نمیدونم ولی جواب کامنت نوشتن سخته. :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی