"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"سکوت من صدای تو"

هر چیزی که در ج س ت ن آنی آنی

"پری.ص"

آغاز بیست و دومین فصل از زندگی ام :-)
الان شده بیست و سه :)
و الان بیست و چهار :)

"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"

نويسندگان

برا مهدیه نوشتم.. نخونین ناراحت میشین.

يكشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ۰۳:۳۴ ق.ظ
قصه ات پر غصه بود خیلی خیلی.. دیشب مامانت میگفت: پری دیگه تو دختر مایی تو بی تابی کنی ما چه کنیم، بی تابی نکن دخترم. مگه میشه؟! دیشب بهم گفتن شام بخور، تو نخوری مام نمیخوریم، مگه میشه؟! مگه ما برا شام عروسیامون نقشه نکشیده بودیم؟! هان؟! حتی دسرهاش رو هم مشخص کرده بودیم. مامانت صدام زد برم آخرین بار ببینمت ولی من فرار کردم، زار زدم هزار بار مُردم، کاش تو بیمارستان هم نمیدیدمت، شب قبل حادثه خیلی قشنگ بودی، خیلی قشنگ میخندیدی، حتی نت هم ادا نداد، یادته چقدر حرف زدیم؟! مثل همیشه تو بیشتر حرف زدی و من بیشتر گوش دادم، یادته چطور دستت مینداختم و قهقهه میزدی؟! مهدیه میدونی کی بیهوش شدم؟! واستاده بودم برات نماز میت بخونم، مهدیه برا توو، دوسال سرطان مثل کنه چسبید بهت ولی هیچ وقت به این فکر نکردیم که نباشی، یادته یه بار از این حرفای مزخرف زدی، زدم تو دهنت؟! یادته گفتم: خفه شو بیشعور؟! تقدیر تو موندن نبود، بیماری رو شکست دادی ولی آتیش افتاد به جونت، صورتت مثل قرص ماه بود، چشمات فقط غصه داشت، پرستار بالا سرت میگفت: پری اومده، پاشو تنبل دوستت اومده. مامانت میگفت: آخرین لحظه هوشیاریت منو صدا زدی، چی میخواستی بگی که حتی به مامان معصومه ات که محرم اسرارت بود نگفتی؟! امروز بابات بغلم کرده بود و میگفت: پری دورت بگردم تنها شدی؟! پری دختر من بی معرفت نیست بخدا فلک اونو از تو جدا کرد. بابات بهم گفت: اگه قراره نبود مهدیه باعث شه ولمون کنی همین الان بگو شماره ات رو از گوشی حذف کنم. قرار بود جمله: مهدیه بنت ... رو از زبان عاقد سر سفره عقدت بشنوم نه ... بهت گفتم: مامانت ده و نیم صبح زنگ زد به من؟! گفت: لباس خوشگلاتو بپوش بیا، گفتم: معصومه خاله مهدیه به هوش اومده؟! گفت: گوشی رو بده به بابات، دیدم بابام داره گریه میکنه.
موافقين ۶ مخالفين ۱ ۹۷/۰۹/۱۱

نظرات  (۲۷)

روحشون شاد و یادشون گرامی 
الان هیچی نمیتونم بگم‌ کل پستت رو خوندم اشکم دراومد پری 😭😭😭😭
خدا صبرتون بده پری 🙏🍀






پاسخ:
خیلی ممنون. 
واران ببخش این چند روز خیلی اذیت شدی.
خدا صبرت بده
پاسخ:
ممنون.
روحش در آرامش :(
خدا به شما هم صبر بده ❤
پاسخ:
خیلی ممنون.
۱۱ آذر ۹۷ ، ۰۶:۵۵ محبوبه شب
شاید شعار باشه پری، ولی درسته که فرصت زندگی کردنو ازش گرفتن اما
 تو شاد باش
تو بجای اونم زندگی کن
تو بجای مهدیه واسه مامان و باباش دختری کن
ان شاءالله بهشت برین جاش باشه و ببینه که تو شادی
همونطور که قبلا هم دوست داشته شاد ببینتت.
خداوند بهتون صبر بده.

+ خدایش بیامرزاد..
پاسخ:
خیلی ممنون محبوبه.
سخته.!
سعی میکنم.
۱۱ آذر ۹۷ ، ۰۸:۴۷ รђคђt๏t :)
عزیزم :'( واقعا نمیدونم چی بگم که تسکینت بشه عزیزم ...یاد دخترخاله ام افتادم، کاش قدر همو بیشتر بدونیم .
امیدوارم خدا به تو و خانواده اش صبر بده  . روحش شاد 💜

پاسخ:
ما میدونستیم.
ممنون
روزگار دو چیز رو از آدم میگیره یکی دوستای خوب یکی روزهای خوب اما هیچ وقت نمیتونه خاطره ی روزهای خوبی که با دوستای خوب رو داشتیم ازمون بگیره ...
صبوری برای مادر و پدر ش و شما دوست و همدمش از رب مهربان طلب میکنم ...
غرق در الطاف پروردگار باشه انشاءالله ...
پاسخ:
خیلی ممنون
خدا صبر بده به تو و خانوادش...
تسلیت میگم
پاسخ:
خیلی ممنون.
خدا بهتون صبر و آرامش بده
پاسخ:
ممنون.
۱۱ آذر ۹۷ ، ۱۲:۲۵ 🦉 شباهنگ
تسلیت میگم
روحش شاد :)
پاسخ:
ممنون.
۱۱ آذر ۹۷ ، ۱۳:۰۶ مریــــ ـــــم
هلما
من چی بگم؟
پاسخ:
ممنون مریم. دیشب با یکی چت میکردم مریم صداش زدم اشتباهی.
انشالله غم آخرتون باشه
پاسخ:
ممنون 
دنیا گاهی بازی هایی داره که نمیتونی حتی داد بزنی از شدت درد. 
لال میشی. مات میشی و نگاهت به زندگی به آینده به آرزوهات عوض میشه.
میدونم که چقدر این روزها سخت و دشوار میگذره، کسی که هم بازی و رفیق همیشگی اش رو مثل تو از دست داده اینا رو برات مینویسه. 
اما من حالم با تصور حال مهناز همیشه خوب میشه، اینکه اون بغل خداست و داره بهش خوش میگذره. 
شاید این لحظه هیچ حرفی نتونه آرومت کنه، اما فکر این چیزا و وظیفه ای که در قبال مادر و پدر مهدیه داری، باید رو پا نگهت داره رفیق. دنیا دنیا صبر برات آرزو می کنم، اگر دلت خیلی گرفت قرآن بخون برای خودت و مهدیه
پاسخ:
نسرین انگار یه طور واقعا خدا خواسته رفتم پیش مهدیه، براش یه دسته گل خوشگل گرفته بودم، دوتایی کلی حرف زدیم بعدش رفتم پیش مامان باباش. خیلی سبکتر شدم.
ممنون برا تسکین دادنت.
۱۱ آذر ۹۷ ، ۱۸:۲۶ ابوالفضل ...
الان مهدیه اون دنیا داره می‌خنده و خوشحاله ازین دنیای جدیدش...
دنیایی که دیگه سختی و غصه‌ای براش نداره...
اما تنها دلنگرانی و شاید اوقات تلخیش برای حال تو و پدر، مادر و عزیزاش باشه...
پس نذار ناراحت بشه. می‌دونم سخته برات و حتی سخت‌تر که هوای پدر و مادرشم داشته باشی ولی به خاطر مهدیه تلاشت رو بکن...
پاسخ:
حق با توعه..
نمیدونم چی بگم فقط امیدوارم آرومتر شم و بتونم دل مامان باباش رو آروم کنم..
امروز مامان مهدیه گفت: رسیدی خونه زنگ بزن، برات آیت الکرسی میخونم.
خدا رحمتش کنه و به همتون صبر بده.
این روزها خانواده‌اش چشمشون پی رفیق دخترونشونه، مراقب خودت و اونها باش هلما،صبوری کن، صبوری عزیزم ...
پاسخ:
ممنون فرشته جان.
آره باباش میگفت: قول بده تنهامون نذاری.
۱۱ آذر ۹۷ ، ۲۲:۱۱ آشنای غریب
خدا بهتون صبر بده
همین
پاسخ:
ممنون آشنای غریب.
الهی من فدات بشم پری..  
متاسفم واقعا☹️
عمیقا تسلیت میگم بهت عزیزم. . 
خیلی خیلییی غم سختیه چون من هنوز باهاش کنار نیومدم
درکت میکنم... 
هیچ حرفی ندارم بزنم آرومت کنه..  فقط تسلیت میگم❤
پاسخ:
خدا نکنه مهدیس.
مرسی. خدا دل تو رو هم آروم کنه ایشالا.
۱۲ آذر ۹۷ ، ۱۳:۲۷ جناب منزوی
واقعاً سخته
خدا رحمتشون کنه
پاسخ:
خیلی ممنون.
خدا رحمتشون کنه😔
پاسخ:
ممنون.
عزیزم پری… الهی دورت بگردم که من! [نگارنده یک لحظه با خودش فکر کرد در نبود خودش بچگکانش در گروه هوایت را خواهند  داشت]
بغل محکم میفرستم برات. برای خودت و همه اونایی که دوسشون داری. صبر برات پری
نمیتونم غمگین تصورت کنم اصلا! کاش رامین اینجا بود مثلا در دنیای فانتزی مثل اسکلا میرفتیم تو زمستون اب طالبی تگری میخوردیم تو بغل هم گریه میکردیم
انرژی میفرستیم سمتت کلی 
صبر برات پری جان
پاسخ:
خدانکنه صخی خدا نکنه.. بچه هات همه بچه های خوبی ان.
بغل دوست دارم آرومم میکنه. 
بود اونم غصه میخورد... اه سرباز بودن رامین هم خیلی بده هاا..
یادته از مستعد سوتی دادن بودن مهدیه گفت برات... الهی الهی
وات د فاک واقعا؟ هلما تو کاملا واقفی که من تو یادگیری و به کار بردن اسما ضعیف ترین ادم روی کره زمینم دیگه؟:| مرسی که خودت تمام پری های کامنت قبلی رو هلما میخونی:| ببخشید اینجوری شد:| 
[نگارنده عصبی از خویش صحنه را ترک میکند]
پاسخ:
http://uupload.ir/view/shev_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B1%DB%B2%DB%B0%DB%B3_%DB%B1%DB%B3%DB%B1%DB%B8%DB%B1%DB%B9-1.jpg

صخی میگم الان مهدیه با خودش میگه: یاخدا پری اینجام ول کنم نیست، اینبار کنار یه پری پیره ولی...
اتفاقا الان وقت پری صدا زدنه صخی.
ممنون.
۱۲ آذر ۹۷ ، ۱۹:۱۵ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
مراقب خودت و پدرومادرش باش
خدا به همتون صبر بده
پاسخ:
سعی میکنم حورا..
امیدوارم خدا به همه عزیزانش صبر بده همینطور به تو پری 
خیلی سخته اما جز تحمل و عادت کردن کاری از دستمون بر نمیاد:(((:/
پاسخ:
ممنون شیرین جان.
خیلی سخته!!!
الهی بگردم
خیلی غم بدیه :((
پستت رو خوندم داشتم به نبود لی لی پوت فکر میکردم
خدا نیاره اون روز رو ...
سخته از دست دادن عزیز
خصوصا دوستی که شده خواهرت خیلی سخته :((
بمیرم برای دلت .... کاش کنارت بودم
خدا بهت صبر بده
خدا بیامرزتش خواهرتو :((
پاسخ:
ممنون عزیزم...
خدا عزیزانت رو برات حفظ کنه. سلامت باشی 

۱۴ آذر ۹۷ ، ۱۷:۳۱ محبوبه شب
هلمایی
حالت خوبه؟؟؟؟
پاسخ:
ممنون محبوبه جان..
خوب باشی
۱۶ آذر ۹۷ ، ۲۰:۵۰ میم. قایِق‌مَرد
...It makes me so Sad
:(

تسلیت من رو بپذیرید...
پاسخ:
ممنون. سلامت باشید.
سلام
پاسخ:
سلام
وبلاگتون خیلی خوبه

پاسخ:
خیلی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی